تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
باقى مانده و از چپ و راست تكان نخورده است ! و بنابراين آنچه را كه ما گمان مىكنيم پديده نوينى است ، از نظر آنها نوين نيست ، قديمى است و پيشينيان آن را به‌وجود آورده بودند ولى پس از آنان ، وسايل اختراع و كشف عاطل و باطل مانده بوده است ! آرى ، در ميان اين گروه كسانى هستند كه در هنگام بحث و سخن از قديم و جديد ، راه افراط را مىروند و ناگهان مىبينيد حبه و دانه‌اى كه در نزد ديگران به‌مثابه قبه‌اى جلوه مىنمود ، در نزد آنها به‌منزلهء قبه‌هاى مرتفع و بلندى جلوه‌گر شده است . . . و البته آنها خودبه‌خود قبه‌هاى بلندپايه نمىگردند ، بلكه جناب مؤلف اين چنين مىخواهد ، زيرا او هم مانند هر مشرق‌زمينى ديگرى است كه در بزرگداشت هر آنچه در گذشته بوده و كوچك‌شمردن واقعيت‌هاى زمان معاصر ، مىكوشند ! و گويا در عالم خود خيال مىكنند كه با كودكانى سخن مىگويند كه نيك و بد را هنوز تشخيص نمىدهند ! . ما براى مثال ، قسمت خشك و جامدى ! از يك كتاب مصرى را نقل مىكنيم كه مؤلف زحمت كشيده و آن را براى پرورش يافتگان مكتب « عبداللّه مصطفى المراغى » تأليف نموده است ! او مىگويد : « و بعد ! . . . ما در زمانى واقع شده‌ايم كه مردم آن از راه راست منحرف گشته و به حقايق لباس جديدى پوشانيده‌اند كه آنها را جور ديگر جلوه‌گر ساخته است ، تا آنجا كه مردم ساده‌لوح خيال مىكنند آنها از پديده‌هاى اين عصر و از شگفتىهاى اين دوران است ! اين بيمارى در بسيارى از مسائل حياتى و اوضاع زندگى سرايت كرده و سيل آن طغيان نموده تا به حقايق علمى نيز صدمه رسانيده است !