تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
به‌طورى كه وقتى انسان به‌نام‌هاى علوم عصر جديد مىنگرد ، مىبيند كه به‌مراتب بيشتر از آن است كه در گذشته بوده است و گويا كه موضوعات اين نام‌هاى جديد در گذشته وجود نداشته است و پيشينيان آنها را درك نكرده بودند ! » « 1 » . شما را به‌خدا ! اين مؤلف چه مىخواهد بگويد ؟ چرا اينسان به تمدن‌هاى جديد فخر مىفروشد ؟ و چرا بىجا مىخواهد بر كوشش‌هاى بشر ، تفوق و برترى جويد ؟ او از كدام « حقايق علمى » سخن مىراند ؟ و آن حقايق چيست ؟ و از كجا به‌دست آورده ؟ و چگونه فهميده است كه آنها « حقايق » و « علمى » هستند ؟ گذشته از اين ، اين « علومى » را كه پيشينيان شناخته‌اند و آيندگان آنها را نفهميده‌اند و مردم ساده هم گول خورده و خيال كرده‌اند كه آنها پديده نوينى بوده و از آثار تمدن جديد مىباشند ، كدام هستند ؟ شايد خواننده محترم متوجه گردد كه اين مؤلف خود پاسخ خود را به اين نحو داده است كه در قرن بيستم ، كتابى را نوشته كه در صفحات آن به‌جاى بررسى تاريخ تكامل يافته ، مردم كره زمين را به‌عمل بر « احكام برده » دعوت نموده است ! اين امر به آن جهت پاسخ خود مؤلف است كه امروز در سراسر جهان ، بردگى ملغىشده و اين به‌هيچ‌وجه صحيح نيست كه ما مردم را دعوت به احكام نظامى بكنيم كه اصولًا وجود خارجى ندارد . مگر آنكه مردم از مؤلف اين كتاب پيروى كنند و به‌خاطر عملى ساختن مطالب آن از نو بردگى را به‌راه بياندازند .
هامش
( 1 ) . كتاب التشريع‌الاسلامى لغير المسلمين ، تأليف عبداللّه مصطفى المراغى ، ص 3
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 821 | جورج جرداق / خسرو شاهى