در بين گروه نويسندگان و مؤلفان ، كسانى يافت مىشوند كه در بررسى موضوعات از راه آن وارد نمىشوند و بهطور اصولى بحث نمىكنند و حقيقت مطلب را از سرچشمه آن طلب نمىنمايند و بالمآل به نتيجهاى مىرسد كه هيچگونه ارزشى ندارد و تازه بهخود وعده مىدهند كه دنيا از آنها تقدير كند و درهاى آخرت هم در برابرشان باز شود !
من براىاين موضوع دليلى مىآورم كه آن را در كتابى مربوط به زندگى « ابوذر غفارى » خواندهام . كتاب را يك مؤلف مصرى نوشته است ، موضوع كتاب آنطور كه از عنوانش پيدا است ، اشتراكيت و سوسياليسم ابوذر است « 1 » ولى مؤلف براى اثبات موضوعات بحث خود به مسائل غيرعادى و معجزات آسمانى استناد جسته كه ما نمىتوانيم در آنها وارد شويم و البته به خود ابوذر هم كه كتاب راجع به اوست ، ارتباط ندارد . از چيزهايى كه در آن كتاب مىخوانيد اين سخن مؤلف است :
« مردم شروع به برگشتن نمودند . . . ابوذر هم خارج شد كه به منزل خود برود ، از برابر پيامبر گذشت كه جبرئيل هم در هيئت دحيه كلبى در نزد وى بود ، و به او سلام نكرد . جبرئيل گفت :
« اين ابوذر است ، اگر سلام بكند ما پاسخ مىدهيم ، پيامبر گفت :
« جبرئيل او را مىشناسى ؟ جبرئيل گفت :
« سوگند به آن خداوندى كه تو را برحق به پيامبرى برانگيخت ، او در ملكوت آسمانهاى هفتگانه مشهورتر از روى زمين است » « 2 » .
هامش
( 1 ) . اين كتاب توسط برادر دانشمندم دكتر على شريعتى ترجمه شده و بهعنوان ابوذر ، سوسياليست خداپرست چند بار چاپ شده است و البته صرف نظر از بعضى اشتباهات جزيى ، كتاب سودمند و مفيدى است و انتقاد مؤلف هم بهنظر ما وارد نيست . م
( 2 ) . ابوذرالغفارى از عبدالحميد جودةالسحار ، ص 91 ، چاپ مصر