تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
نروم ! . . . در اينجا مضمون آنچه را كه ناراحت و خشمناكم ساخت ، به اجمال نقل مىكنم : « در سالى از سال‌ها مردم صيدا بر حكومت آشورىها شوريدند ، زيرا از ستم و تجاوز فرمانداران به‌ستوه آمده بودند و از بس ماليات براى آنها جعل و وضع شده بود ، ديگر نان و پوشاكى براى خود آنها باقى نمانده بود و از همينجا بود كه مرگ را بر زندگى ترجيح دادند . . . و در نتيجه اين انقلاب ، امپراطور « سنخاريب » با چهارصد هزار جنگنده و رزمجو به‌عنوان قصاص و تحكيم امنيت و آرامش ! به مبارزه با آنها آمد . سنخاريب امپراطورى بزرگ و قهرمانى شجاع بود ! شهر را محاصره كرد تا نصف مردم آن از گرسنگى جان سپردند ، سپس به‌زور وارد شهر شد و صدهزار نفر را به‌دار آويخت و صدهزار نفر را سوزانيد و صدهزار نفر را در دريا ريخت و غرق كرد و كودكان را قطعه‌قطعه نمود و در خيابان‌هاى شهر انداخت . . . و دانشمندان را در حالى كه زنده بودند ، به دم اسب‌ها بست و آنها را به‌سوى كوه‌ها راند ! و همه زنان را به‌عنوان اسير به آشور برد . و سپس شهر را آتش زد به‌طورى كه چيزى در آن باقى نماند و هر چه بود به‌خاكستر تبديل شد ! و بدين ترتيب آشورىها از اخلالگران و ياغيان ! انتقام گرفتند و « امنيت و آرامش » در سايه اين رهبر عاليقدر و قهرمان شجاع و امپراطور بزرگ آشورى ، در سراسر صيدا برقرار گرديد » ! ! و امروز در كتاب‌هاى اين‌گونه مؤلفان ، باز چيزهايى مىبينيم كه هنوز درباره اين گونه « آرامش و امنيت » آن هم با اين وضع و رفتار ، سخن مىگويند ! * * *