مساوى مىشوند ، آنجا كه سخنان كشيش درباره عدالت در آخرت ، طنين مىافكند . . . » « 1 » .
من جداً از اين گروه و آن گروه ، در شگفتم كه چرا و چگونه يكى از عوامل « مساوات عملى » را فراموش كردهاند كه بهتر از حالت نماز ، همه طبقات را در هر زمان و مكانى يك جا جمع مىكند و آن : مرگ است . نماز نيايش ويژهاى است ولى مسئله مرگ همگانى است و بنابراين عمومىتر بوده و از نظر مساوات در بين مردم ، عملىتر و بهتر است ! ! و بنابراين چرا اينگونه كسان ، همه را به يك مرگ فورى دعوت نمىكنند ، تا آن مساواتى را كه دربارهاش سخن مىگويند ، تحقق بخشند ؟ بدون شك با مرگ « آثار اختلافات ساختگى مادى » كه مؤلف نخستين از آن سخن مىگفت ، از بين مىرود و بهقول او « سعادت و خوشبختى در دنيا طلوع مىكند و مردم در محيط شكوفان و سالم و امنى بهسر مىبرند » ! . . . البته در زير زمين !
* * * بهمناسبت سخن اين مؤلف و نويسندگان ديگر درباره « امنيت و آرامش » به آن سبك مخصوص ، به يادم آمد كه من در آن هنگام كه دوازده سال داشتم كتاب تاريخى را پاره كرده و از مدرسهاى كه اين كتاب در آنجا تدريس مىشد گريختيم . براى آنكه من در آن روز به مطلب پوچى درباره معنى « امنيت » برخوردم كه بهحكم كودكى نتوانستم آن را از نظر منطق رد كنم و به آن پاسخ بگويم ولى توانستم خشم خود را ظاهر ساخته و كتاب را پاره كنم و تا مدتى به مدرسه
هامش
( 1 ) . از كتاب تاريخ الادب الفرنسى از دكتر ديكرانژ ، ص 18