تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
همكارى مكنيد . و به‌نظر شما آيا گناه و تجاوزى نسبت به مردم ، بدتر و شديدتر از اين گمراه ساختن مردم با اين قبيل افكار وجود دارد كه جمود و بدبختى را در ذهن آنان جاى مىدهد و آنان را از گرفتن حقوق خود باز مىدارد ؟ و در واقع فرومايه و بلندپايه ، ثروتمند و تنگدست را در ميان آنان به‌وجود مىآورد ؟ اين‌گونه مؤلفان همانندى كاملى با بعضى از برادرانشان از كشيشان اروپا در قرون وسطى و قرون بعد از آن دارند كه به ستمديدگان و شكنجه‌شدگان كه فئودال‌ها و طبقه حاكمه و امرا و پدران روحانى حق آنان را مىخوردند و نتيجه رنج و زحمتشان را غارت مىكردند ، مژده مىدادند كه آنان با گروه نجباء و اشراف و دزدان ديگر ، در برابر پدر آسمانى يكسان و برابر هستند ! ! در مورد قرون وسطى ما سخنان زيادى داشتيم و گفتيم كه چگونه پدران روحانى سعى مىكردند مردم را قانع سازند كه مساوات و برابرى فقط در نماز تحقق مىيابد ! و اگر مردم در روى زمين ، از نظر حسب و نسب و ثروت يكسان نباشند ، بدون شك در آخرت يكسان و متساوى خواهند بود ! در قرون جديد هم ، هواداران و خواستاران اين چنين « مساواتى » ، همچنان به تأليف كتاب مشغول‌اند ، مثلًا دكتر « ديكرانژ » در كتاب خود تاريخ ادبيات فرانسه سخنى دارد كه گويا از زبان همين مؤلف عرب ، نقل كرده است : « دارنده درجه استادى در تاريخ ! » نقل مىكند و مىگويد : « . . . در كليساها ، ثروتمند و فقير در برابر خداوند يكسان و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 815 | جورج جرداق / خسرو شاهى