پاشاى مفتخوار ، فئودال تبهكار ، سوداگر آزمندى كه چون گرگ از گودالى بيرون آمده و به مردم حمله كرده است و بين غارتشدگان سركوب شدهاى است كه در كنار غارتگران و ستمگران در نماز واحدى ايستادهاند ، اگر اين حديث پيامبر را بشنود و آن را بفهمد و درك نمايد و حفظ بكند ، چه خواهد گفت ؟ : پيامبر فرمود : « اگر كسى لباسى را به ده درهم خريدارى كند و در قيمتى كه مىپردازد يك درهم حرام باشد ، خداوند نماز او را نخواهد پذيرفت » ! .
خوب است كه رفيق ما اظهار تفقد فرموده و به ما بگويد : جناب پاشا و خان ، لباس خود را از كجا آورده است ؟ و جناب فئودال در بهدست آوردن بهاى پيراهن خود چقدر رنج كشيده است ؟ و در جيب آن احتكارچى غارتگرى كه چون گرگ از گودالى بيرون آمده و بر مردم حمله كرده ، چند درهم حلال پيدا مىشود ؟ . . .
بالاتر از اين ، ما اعتقاد ديگرى داريم كه شايد اينگونه مؤلفان را خوش نيايد كه مىگويند در راه جامعه ارجدارى كه همه در آن برابر باشند ، تساوى در مظاهر عبادات كافى است ! ما مىگوييم فقط « در كنار هم قرار گرفتن ، در نماز واحد » كافى نيست ، بلكه حقوق و وظايف و درآمد مردم بايد مطابق عدالت و انصاف باشد و گروهى بىلياقت كه كار نمىكنند ، ثروتمند و سير نشوند و گروه ديگرى كه كار مىكنند ، گرسنه و تنگدست و بىچيز نگردند .
قبلًا گفتيم كه پيامبر فرمود : « اگر كسى لباسى را به ده درهم خريدارى كند و در قيمتى كه مىپردازد يك درهم حرام باشد ، خداوند نماز او را نمىپذيرد » و يا فرمود : « كسى كه سير بخوابد و همسايه او گرسنه بماند ، هرگز ايمان نياورده است » .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 813
مساهمون: جورج جرداق
ص٨١٣