تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
ماركونى و پاستور و سازندگان اقمار پرنده را از دانشمندان بشمارد ! زيرا كه آنان فرزندان « تمدن بىاعتبار و فاسد » بوده و خودشان نيز بىارزش هستند ، چون آنان به‌لزوم وجود « انسان بلندپايه » و انسان « فرومايه » معتقد نيستند ! « 1 » و شايد هم نظريه وى درباره آنان ، مانند نظريه سلف او « ابوعمرو » درباره « اخطل اموى » باشد كه گفته بود : « اگر اخطل تنها يك روز از دوران جاهليت را درك مىكرد ، شاعرترين مردم به‌شمار مىرفت ! » و لابد اين مؤلف بايد بگويد : « اگر پاستور روزى را در عصر مماليك به‌سر مىبرد ، دانشمندترين مردم روى زمين به‌حساب مىآمد ! » . ثالثاً : پس از هرگونه ارزيابى ، معنى اين گفتار مؤلف چيست ؟ . معنى اين گفتار آن است كه مساوات بين ملك فاروق كه با استفاده از دسترنج مردم در هزار و يك نوع خوشى به‌سر مىبرد و بر جان و مال و ناموس مردم تسلط داشت ، و بين آن فرد صعيدى « 2 » بدبخت و محرومى كه هر روز هزار مرگ داشت ، عملًا تحقق مىيافت ! زيرا كه هر دو براى اداى نماز ، در برابر خداوند مىايستادند !
هامش
( 1 ) . آيا در اردوگاه سرمايه‌دارى و حتى بلوك كمونيستى كه سازندگان اقمار مصنوعى هستند واقعاً مساوات برقرار است ؟ واقعيت‌هاى زندگى انسان‌ها در اين دو اردوگاه ، عكس ادعاى مؤلف را ثابت مىكند . . . و ظاهراً فرق زندگى رفيق « مائو » ! با فلان دهقان يا كارگر چينى و تفاوت فاحش رفيق « برژنف » ! در بهره‌گيرى از مزاياى زندگى ، با يك سرباز روسى ! مىتواند شاهد خوبى براى ما باشد و تشريح مطلب نيازمند كتاب مستقلى است . براى مزيد استفاده مىتوانيد به كتاب طبقه جديد مراجعه كنيد . م ( 2 ) . الصعيد ، همان مصر عليا است كه بين جنوب قاهره و آبشارهاى اسوان واقع شده است . مردم آن منطقه مانند مردم بلوچستان در محروميت و بدبختى كامل به‌سر مىبردند . . . و به هر صورت اصطلاح « صعيدى » همانند اصطلاح « بلوچى » ما است ! . . . م