معنى اين سخن آن است كه مساوات در ميان فئودال خونخوار اروپايى در قرون وسطى و كشاورز بدبختى كه فئودالها گوشت او را مىخوردند و خونش را مىمكيدند ، عملًا برقرار بوده است ، زيرا كه هر دو در دعا و نيايش واحدى ، در كنار هم در كليسا شركت مىكردهاند !
باز معنى اين كلام آن است كه مساوات بين احتكارگر دزدى كه مال مردم را بهغارت مىبرد و ثمره كوشش آنان را در صندوقهاى آهنين و در بانكهاى خارجى به امانت مىگذارد ، با سرپرست خانواده بىكارى كه رنگش از گرسنگى زرد شده و نيرويش تلف گشته است ، عملًا تحقق مىيابد ، چون هر دو با هم در مسجد يا كليسايى در كنار هم مىايستند ؟ !
و يا مفهوم اين گفتار آن است كه برابرى بين « پاشاها » و خانهاى مصرى كه مغز تهى از عقل و خرد و سبيلهاى كلفت و دانش كم و دامن بلندى داشتند و دهها هزار شكنجه ديدهاى كه در روستاها عملًا جان مىسپردند ، عملًا تحقق يافته بود ، زيرا كه اين گروه و آن گروه ، هر دو در كنار هم براى نماز در برابر خداوند مىايستادند ! .
و بالاخره مفهوم اين سخن ، بالمآل آن است كه بزرگان اروپا اشتباه كرده و گمراه شدند كه با خون خود در راه تثبيت حقوق انسان در برابرى ، كوشيدند و ملتهاى جهان هم در گناه بزرگى فرو رفتند كه براى برچيدن بساط ظلم و فساد ، آتش انقلابهاى پيگير و دامنهدارى را برافروختند . . . آنان بهطور كلى مىبايست بفهمند كه فقط نيايش « مساوات عملى » است و جز آن مساوات ديگرى مفهوم ندارد ! ولى متأسفانه آنان پيش از آنكه تأليفات و آثار « دارندگان درجه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 811
مساهمون: جورج جرداق
ص٨١١