تاروپود وجود خود ، چه چيزها و ادراكاتى از مفاهيم كوشش و خدمت بزرگ انسان اروپايى دارد كه در سراسر مراحل تاريخ خود ، در راه همه انسانيت و در راه بزرگداشت خصلتهاى بشرى ، آن را انجام داده است تا او را آزاد و شاد سازد . سرور و شادى برترى و تفوق انسان بر هر اندوه و هر بدبختى و هر ضعف و هر سستى در قبال طبيعت زورمند ، و هرگونه دشمنى و عداوت و هرگونه مانعى كه بين انسان و حرارت خورشيد و زندگى و ثمربخشى آن وجود داشت ! . « 1 »
و اگر اين مرد ، از كسانى باشد كه كاملًا از اين حقايق ناآگاه است ، آيا على بن ابيطالب درباره او و امثال او اينسخن بزرگ را نمىفرمايد : « كسى كه چيزى را نداند ، آن را تقبيح مىكند ! » و « مردم دشمن چيزى هستند كه نمىدانند » ! .
و اكنون نظر اين نويسنده را درباره مساوات ارزيابى كنيم :
اين مرد « نظريه » خاصى در موضوع مساوات دارد و معتقد است كه « مساوات عملى در نماز » تحقق مىيابد و در اين باره سخن شگفتانگيزى دارد : « . . . ولى دين ، بهمساوات عملى دعوت مىكند . . . و آن در نماز است كه همهگونه اختلافات و تبعيضات ساختگى مادى را از بين مىبرد ، چون مردم ، بدون وجود كوچكترين امتيازى از هر طبقهاى در كنار هم مىايستند « 2 » و بدينترتيب سعادت و
هامش
( 1 ) . درست است كه انسان قرن ما توانسته است كارهاى ارزشمندى را انجام دهد ولى بهشهادت رويدادهاى زندگى انسان معاصر ، بدبختىها ، اندوهها و دشمنىهاى جديدى از طرف انسان غربى ، بر ضد بشريت بهوجود آمده كه شيرينى زندگى را بر كام همه افراد انساندوست ، تلخ ساخته است . . . شما خود نمونههاى بىشمارى را سراغ داريد و ما را نياز بهذكر شاهد نيست ! .
م
( 2 ) و 2 . همان كتاب ، ص 150