تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥
آلمان ، روسيه و دانمارك هم بر همان روش « حل » شده كه او در كتاب خود آن را « حل » فرموده است ؟ يا مرادشان آن است كه « آبراهام لينكلن » در آن هنگام كه قانون الغاى بردگى را به‌وجود آورد از قانون مشابهى كمك گرفت كه قبلًا آن را خليفه عاليجناب « امين » وضع كرده بود كه « گروهى جوان خصى را خريد و پول گزافى پرداخت و آنان را شب و روز مونس خلوت‌هاى خود نمود ؟ ! » « 1 » و يا آنكه او با نظريه « المستنصر » آشنايى داشت كه : « در قصر خود سىهزار كنيز داشت » « 2 » . . . البته شماره جوانان امرد و خصى و بردگان ديگر در اين آمار نيامده است ! . و يا آنكه مراد وى آن است كه روسو ، ولتر ، ديدرو و روبسپير كه به مساوات در ميان مردم و وحدت‌نژاد بشرى دعوت كردند ، جملگى بر راه و روش سلاطين عثمانى بوده‌اند ؟ و افزون براين ، آيا جناب مؤلف با اين جملهء كلى « تا جهان باقى است » مىخواهند بفرمايند كه مسئله برده در قرن بيستم ، در سويس ، سوئد و نروژ هم به‌همان نحوى « حل » شده كه در عصر « هشام‌بن عبدالملك » و « هارون الرشيد » و « متوكل » حل شده بود ؟ انحطاط و جمود فكرى اين نويسنده را وادار مىكند جمله‌هايى بگويد كه بر هيچ دانش و واقعيتى منطبق نيست و هيچ عقل و انديشه‌اى آن را نمىپذيرد تا چه رسد به اينكه « مؤيد » صحت نظريه جناب وى باشد ! او در پايان كتاب خود مىگويد : « راه‌حل‌هايى كه در
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ( 2 ) . از كتاب نظم‌الحكم به‌مصرفى عصر الفاطميين ، از ناصرخسرو
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 805 | جورج جرداق / خسرو شاهى