دختر و دهها هزار پسر جوان را بهعنوان كنيز و برده ، اسير مىكردند .
. . . و آنگاه نوبت بعضى از نويسندگان و مؤلفان مىرسد كه مىخواهند درباره مسئله بردگى و وضع برده در كشورهاى اسلامى بحث كنند و سخنان تكرار شده را بهجاى آنكه خلاصه كنند ، به تفصيل مىنويسند و در آنجا كه لازم است صريحاً سخن بگويند ، با ابهام مىگذرند و كارهاى ساده را چنان پيچيده جلوه مىدهند كه انسان گمان مىكند مسئله بر خود آنان و خوانندگانشان ، هر دو با هم ، مشتبه شده است ! .
از همين نمونهها است آنچه كه « محمد طيب نجار » انجام داده است . اين مؤلف كه خود را در روى جلد كتاب الموالى فىالعصر الاموى : « دارنده درجه استادى در تاريخ اسلامى ! » معرفى مىكند ، بهجاى آنكه حقيقت آشكارى را بيان كند و بگويد : نظام بردگى در سراسر جهان قديم معمول بوده و اسلام هم با امكاناتى كه داشت ، اهتمام و توجه ويژهاى براى محدود ساختن آن و از بينبردن علل و عوامل آن بهكار برد و خود پيامبر نيز با علاقه كامل در اين مورد مىكوشيد و از بردگى بيزار بود و بردگان را بهقصد آزادى مىخريد و بلافاصله آزاد مىساخت و مىفرمود : « بردگان هم برادران شما هستند ، از آنچه مىخوريد به آنها بدهيد و كار سنگين به آنان ارجاع نكنيد و اگر كارى بهآنان واگذار كرديد ، كمكشان بنماييد » و باز مىفرمود : « بدترين مردم كسى است كه تنها بخورد و ديگران را محروم سازد و برده خود را كتك بزند » و بعضى از فقهاى مسلمانان حديثى از پيامبر نقل كردهاند كه فرمود : « بدترين مردمان كسى است كه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 802
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٠٢