من دوست داشتم كه دهها نوع از اينگونه مؤلفان را با نام و نشان يادآورى كنم ، ولى متأسفانه در دنياى عرب هنوز آزادى عقيده ارزش خود را نيافته است ! و من مايل نيستم كه جنجال و غوغايى برپا كنم و به همين جهت فقط براى نمونه ، به اشارهاى اكتفا كردم .
* * * حال ضرورى است كه در اين مجال به نكتهء ديگرى نيز اشاره كنيم : گروهى كه عادت دارند درباره آنچه كه مىدانند و نمىدانند ، اظهارنظر كنند و كتاب بنويسند ! همت خود را مصروف وارونه جلوهدادن حقايق بديهى ساخته و با سير جهان هستى به مخالفت برخاسته و خود و خوانندگانشان را در زمان و مكان معينى از تاريخ متوقف مىكنند و حاضر نمىشوند كه از اين امر دست بردارند و در واقع به اندازه سر سوزنى ، حق بشر را در تحول و تكامل بهرسميت نمىشناسند ولو آنكه تحول طبيعى و زندگى روش آنان را بهكلى پوچ و بىارزش بسازد ! .
اما صراحت و سادگى در روبهرو شدن با موضوعى كه اينگروه در آن « غوطهور » مىشوند ، مسألهاى است كه آنان هرگز به آن توجه ندارند . آنان با گوشه چشم به تغيير و تحول زمان و زندگى كه هميشه در حال تغيير است مىنگرند و البته در برابر آن ، هزار پرده هوى و نادانى آويختهاند ! .
* * * ما براى نمونه ، چند شاهد در اين زمينه مىآوريم تا روش آنان را در بحث و تحقيق روشن سازيم .
اسلام در مورد بردهدارى نظر و روش خاصى دارد . نظام بردهدارى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 800
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٠٠