تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
مىورزند اگر نظريه آنان را باور نكنيد كه مردم دوران جاهلى از نظر فلسفى ، بر يونان سبقت داشته‌اند چونكه گفته‌اند : « چه بسا كه زيبايى موجب بدبختى شود » و يا « اعشى » گفته است : « خداوند وفا و عدالت را براى خود برگزيده و اين مردم هستند كه قابل سرزنش و توبيخند . » ! و شايد مانند لاشخورها بر سر تو فرود آيند اگر تو باور نكنى كه پدران گذشته ما فلسفه « شوپنهاور » را پيش از او دريافته‌اند و با او برابر بوده‌اند ، زيرا يكى از آنان سر خود را تكان داده و ريش خود را شانه كرده و سپس سينه صاف كرده و « ام‌عمرو » را مخاطب قرار داده و گفته است : « ام عمرو ! زندگى و سپس مرگ ، و رستاخيز پس از آن ، سخن بيهوده‌اى است ! » . « 1 » و گاهى احساس مىكنى كه اين و يا آن نويسنده و مؤلف در صفحات كتابش ، بر تو روترش كرده و هذيان مىگويد . . . و خيالات و پندارهاى وى اوج مىگيرد اگر با او هم‌عقيده نشوى كه مردى به‌نام « روبة بن عجاج » بر همه فلاسفه جبرى گذشته و آينده ! غلبه يافته و با جمله‌اى در بيان فلسفه ويژه‌اى بر همه آنان سبقت جسته كه گفته است : « به‌خدا سوگند كه هيچ پرنده‌اى در پى دانه‌اى خاك را زير و رو نكرده و هيچ درنده‌اى دامى براى شكار نگسترده ، مگر آنكه در سايه قضا و قدر الهى بوده است » ! . و همچنين رفيق او « ذوالرمة » نيز بر همه فلاسفه قدرى جهان سبقت جسته در آن هنگام كه به او پاسخ داده است : « به‌خدا سوگند كه خداوند گرگ را مأمور نساخته شير دوشيده شده عيال‌دار تنگدستى را بخورد ! » .
هامش
( 1 ) . حياة ثم موت ثم بعث حديث خرافة يا ام عمرو !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 799 | جورج جرداق / خسرو شاهى