يكهتاز ميدان مىگردد و از آن پديده نوينى مىسازند و به ما خبر مىدهند كه امر بزرگى را كشف كردهاند ! و آن اينكه افلاطون ديگرى ! را يافتهاند كه در صحراى عصر جاهلى زندگى مىكرده است ! ! .
فاجعه بزرگتر حتماً در آنصورتى رخ خواهد داد كه جناب مؤلف بعضى از سندهايى را پيدا كند كه از « دانش » اين مرد بيابانى بيچاره حكايت بنمايد كه در اين صورت مؤلف ! بهخود اجازه مىدهد تمدنهاى انسانى را تهديد كند و اركان تمدن عصر ما را بهلرزه درآورد ! .
روش انديشه اين گروه ، همانند آن عده از مردم است كه خيال مىكنند و بلكه اصرار مىورزند كه ثابت كنند اين مردم مشرق زمين هستند كه هواپيما را اختراع نمودهاند ، زيرا كه هواپيماى امروز در واقع مركب بادى قديم است .
روش اين عده در تأليف و نويسندگى ، همانند گروهى است كه در شبنشينىهاى ايام بنىاميه و بنىعباس شركت مىكردند و هر كدام به شعر و شاعرى نظر داشتند مىگفتند : فلانى با سرودن اين بيت ، بزرگترين شاعر مردم عرب است ! و مجلس شبنشينى را ترك نمىكردند مگر در حالى كه گروهى از شاعران ، برابر تعداد كسانى كه در شبنشينى شركت داشتند ، لقب « بهترين شاعران عرب ! » را دريافت كرده بودند ! .
البته تعداد تأليفاتى كه بر اين اساس پايهگذارى شدهاند ، بىشمار است . و اگر شما همنوا با صاحبان اين تأليفات ( بهدليل آنكه افسانهاى درباره مركب بادى ! آمده است ) نگوييد كه پدران پيشين ما هواپيما را ساختهاند بر شما خشمناك خواهند شد . و همچنين بر شما خشم
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 798
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٩٨