تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
خداوند در روز يكشنبه به آفرينش آغاز كرد ، زمين‌ها را در روز يكشنبه و دوشنبه آفريد و رودها و كوه‌ها را در سه‌شنبه و چهارشنبه خلق كرد و آسمان‌ها را در روز پنجشنبه و جمعه ساخت و در آخرين ساعت روز جمعه از كار فارغ شد ! و با شتاب در آن ساعت آدم را آفريد و اين همان ساعتى است كه قيامت برپا مىشود ! » « 1 » البته ما فكر نمىكنيم كه همه سندها اشتباه و غلط باشد . بدون شك بعضى از آنها بىاساس و بعضى صحيح است ، و باز ما نمىگوييم كه استناد به سندهاى صحيح سود كمى دارد ، بلكه معتقديم كه سودى بس بزرگ دارد ، ولى ما مىگوييم مطالب و مباحثى كه جنبش و نهضت عصر ما خواستار آن است ، بيشتر از آن است كه مجموعه‌اى از سندها را براى « اثبات » طلوع خورشيد از مغرب ! در يك صفحه جمع‌آورى كنند . « 2 »
هامش
( 1 ) . در مورد احاديث مجعول و بىاساسى كه دشمنان اسلام آنها را ساخته‌اند ، در بخش اول اين كتاب توضيح مختصرى داده‌ايم و اينك بر آن مىافزاييم كه : علامه محقق صاحب كتاب الغدير درج 5 كتاب خود از ص 180 تا 236 ، اسامى 620 نفر از حديث‌سازان را با اسناد و مدارك لازم ذكر مىكند . . . و مىگويد : مجموع احاديثى كه از طرف چهل نفر از اين گروه وضع و جعل شده به 418324 ( چهارصد و هيجده هزار و سيصد و بيست و چهار ) حديث بالغ مىگردد . ما بدون اينكه درباره چگونگى حديث نقل‌شده در متن كتاب و راه‌هاى تأويل آن سخنى بگوييم ، اشاره مىكنيم كه : عبداللّه سلام ، بنا به نقل ابن نديم در فهرست خود ( ص 37 ) از جمله مسلمانانى بود كه نخست از اهل كتاب و يهودى بوده‌اند و روايات منقوله از او ارزشى ندارد . . . م ( 2 ) . « مالك بن نبى » نويسنده مسلمان الجزاير در كتاب مستقبل الاسلام مىنويسد : « ما هنوز از جمودالفاظ قرن‌هاى گذشته بيرون نيامده‌ايم . براى نمونه داستانى از كنگره فرهنگى اسلامى تونس را نقل مىكنم : در اين كنفرانس قرار بود يكى از اعضا درباره دوستى و محبت سخنرانى بكند ، او به‌پا خاست تا چند حديث در اين زمينه بخواند ولى در حدود يك ساعت سلسله سند احاديث را قرائت نمود ! . . . البته شنوندگان متن احاديث را نفهميدند و همه به‌شگفت آمده بودند كه چگونه اين بزرگوار سندهاى اين احاديث را حفظ كرده است و چنين جمودى ، شنونده و گوينده را از درك حقايق ارزنده اسلام باز مىدارد و مطالب اساسى اسلامى را تحت‌الشعاع قرار مىدهد . آرى اگر سخنرانى ارزش اجتماعى نداشته باشد ، نمونه عالى سخنرانىهاى عصر انحطاط خواهد بود ! . . . » نگارنده با انديشمند اسلامى مالك بن نبى در الجزاير ملاقات كردم و او را شخصيتى بىنظير و متفكرى دورانديش و بىتعصب يافتم . . . و متأسفانه براى بار دوم كه به الجزاير رفتم و سراغ استاد را گرفتم ، معلوم شد كه استاد درگذشته است . رحمةاللّه . م
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 796 | جورج جرداق / خسرو شاهى