تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
نمىگذشت مگر آنكه براى يافتن آرامش ، هر موجود زنده‌اى را كشته باشد . تازه اين كشتارها پس از شكنجه و آزارى انجام مىيافت كه سنگ‌خارا از وحشت چگونگى آن بر خود مىلرزيد ! و از همينجا است كه « ويكتور هوگو » در مطلع يكى از قصايد خود مىگويد : « ترك‌ها از اينجا عبور كرده‌اند ! هر چيزى به‌خاكستر و حزن و اندوه كشنده‌اى تبديل شده است و جزيرهء سرسبز و خرم ، به شكل سنگ سياهى درآمده است » ! و اين « سلطان سليم اول » است كه در قاهره كشتارهايى به‌راه مىاندازد كه تعداد قربانيان مصرى آن در يكى از آنها : پنجاه هزار نفر بود كه اعضاى بدنشان قطعه‌قطعه گشته و در خيابان‌هاى پايتخت مصر انداخته شده بود ! او نخست به هر مكانى كه قدم گذاشت شيعه را از بين برد و سپس نقشه‌اى براى نابودى مسيحيان كشيد ولى ترس وى از پادشاهان اروپا ، كه در پى بهانه‌اى براى اشغال شرق بودند ، او را از اجراى اين نقشه بازداشت ! . خداوند اجداد ما را بيامرزد كه در اين سرزمين‌هاى عربى به‌سر برده و زندگى كردند ! ولى معلوم نيست كه چگونه زندگى نمودند ؟ و چگونه افراد زنده‌اى از آنان باقى ماند كه بتوانند به توليد نسل بپردازند ؟ . . . * * * « امين ريحانى » درباره حكام و زمامداران مشرق زمين ، كه تاريخ آن را به‌وجود آوردند ، چنين مىگويد : « آيا اين بربرهاى وحشى سزاوار آن هستند كه پنجاه صفحه را در تاريخ اشغال كنند ؟ به‌خدا سوگند كه آنان لايق بيشتر از يك سطر