اين يكى از تاريخنويسان است كه مىگويد : « ابن طولون » داراى نوعى عدالت و حسن سلوك بود و او در آبادانى مملكت خود ! انديشه فراوان نمود تا ماليات و خراج آن را افزايش داد . . . ولى « امين ريحانى » در پاسخ او مىگويد :
« ماليات و خراج را افزايش داد ؟ آيا در اين امر دليلى براى عمران و آبادى وجود دارد ؟ آيا هنوز وقت آن نرسيده كه ما حوادث تاريخ را با ديد وسيع ، عالى و جديدى بنگريم ؟ من از تو مىپرسم : خراج چگونه مصرف مىشد ؟ اگر اشتغالات شما اجازه نمىدهد كه به بررسى اين گونه مسائل « بىاهميت » بپردازيد ، من بهجاى شما پاسخ مىدهم : خليفه اگر فردى مانند « وليد بن يزيد » يا « هارونالرشيد » بود ، خراج را براى خاطر خود و خاندان و زنان مورد علاقه و چاكران و نوكران و نزديكانش اخذ مىكرد . و اگر فردى مانند « معاويه » و « عبدالملك بن مروان » بود ، اصولًا بيتالمال در نظر او براى خريدارى « هواداران » ! بود ، و اما مردم اكثريت توده آنان كسانى بودند كه خراج را مىپرداختند و شلاق مىخوردند و سپس اسلحه بهدست گرفته ، بهميدان جنگ مىرفتند . . . آنان ؟ بگذار همچنان در جهل و نادانى و كثافات و بيمارىها و بدبختى و محروميت دايمى خود بهسر ببرند ! « 1 »
* * * در ميان اين نويسندگان و محققان ، بعضى هم بهعدم بررسى سرنوشت اموال و دارايى عمومى اكتفا نكرده و بلكه « اصرار » دارند كه بگويند : وضع توده مردم نيز « خوب » بوده ، بهدليل آنكه طبقه حاكمه و زمامداران در خوشگذرانى كامل بهسر مىبردهاند !
هامش
( 1 ) . از كتاب النكبات ، صص 75 - 76