تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
نيستند كه در آن يك سطر همه وضع آنان مشخص مىشود : جنگيدند ، به‌دشمنى برخاستند ، كشتند ، غارت نمودند ، تبهكارى كردند و ويران ساختند ! و به‌عبارت ديگر : هرگونه عرض و ناموس و خون و مال حرام را ، حلال دانستند ! » . * * * سپس نوبت به نقش بعضى از نويسندگان و محققان مىرسد كه مىخواهند درباره اين مطلبى اظهار دارند ! . . . آنان به نفاق و دورويى مىپردازند و در اين دورويى از روى جهل يا قصد خاصى افراط مىورزند و زياده‌روى مىكنند ! و اصولًا نفاق و دورويى مصيبت و بدبختى بزرگ مشرق ، درگذشته و امروز آن است ! . از اين گونه نويسندگان ، بعضى مىكوشند كه حوادث تاريخ را ، با هزار گونه پرده بىارزش كه به دست خودشان بافته شده ، بپوشانند و خيال مىكنند اين پرده‌پوشى ، نيكى و خير بوده و سودى دارد ولى حقيقت آن است كه هر بنياد محكم و بزرگى بايد بر روى پايه استوارى از حقيقت خلل‌ناپذير پىريزى شود ؛ از حقيقت بجز دشمنان آن ، كس ديگرى نمىترسد ! و اين ترس و وحشت از روبه‌رو شدن با حقايق ، اصل و اساس گمراهىهايى است كه در سايه آن هنوز هم جامعه عربى ما ( در قسمت‌هاى اعظم سرزمين خود ) عقب‌افتاده است و خود را در دنباله كاروان مىكشد ! ! . و در ميان نويسندگان ، بعضى به شكل خاصى از انواع مختلف بينش و انديشه گرايش پيدا كرده‌اند و همهء تاريخ را در ذكر زندگى زمامدار خلاصه مىكنند و منافع عمومى را با منفعت و سود اطرافيان حاكم و زمامدار يكى مىدانند ! .