خلفاى و عمال و اطرافيان ، به شكل غيرقابل توصيفى بالا مىگيرد : « فتنه و آشوب برپا بود و آتش تعصبات در دوران تعصب » زبانه مىكشيد ، و چرخها همه ، نه بر ضد تجاوزكاران ستمكار و خونآشام ، بلكه بر ضد مردم بيچاره مىچرخيد ! آرى چرخها ، بر ضد كسانى گردش مىكرد كه ماليات مىپرداختند و دعوت براى رفتن به جنگ را مىپذيرفتند ، يا خراج مىدادند و شلاق مىخوردند ! » « 1 » .
دولتهاى « بنى كلب » ، « بنىمرداس » ، « اخشيدىها » ، « بنىحمدان » و نظايرشان نيز در ظلم و ستم و قتلوغارت بر پيشينيان سبقت مىجويند و با آنان به مسابقه برمىخيزند ! . . . اما « مماليك » و « مغول » و « تاتار » و كسان ديگرى كه عرب نبودند ولى بر دنياى عرب حكومت مىراندند ، تاريخ از نقل و وصف ستمگرىهاى آنان نفرت دارد و هميشه نسبت به آنان ابراز انزجار مىنمايد و چنان لعن و نفرينشان مىكند كه خداوند ابليس را آن چنان لعن نكرده است ! .
كافى است براى شما نقل كنيم كه يكى از سلاطين « مماليك » بهنام « ناصر » در خلوت و تنهايىهاى خود براى تسلى و آرامش ! بهكشتن انسان مىپرداخت ، تا آنكه در حدود دو هزار نفر انسان را بهخاطر آرامش و تفريح ! بهقتل رسانيد ! و « اوضاع در دوران وى دگرگون گشته و حقوق مردم پايمال شده بود . او به آن مقدار از قهرمانان بهقتل رسانيد و كودكان را بىسرپرست كرد كه مملكت را خراب نمود و ويران ساخت . . . » . و باز كافى است براى شما نقل كنيم كه مردى بهنام « قبودان پاشا » رئيس كل دريادارى تركيه از هيچ سرزمينى
هامش
( 1 ) . از كتاب النكبات ، تأليف امين ريحانى