تا يك خونخوار يا بىعرضه و فرومايه يا تبهكار پست با آن تشخص و امتياز يابد ! ) با همديگر پيوند يافته است .
از دوران « سام » و « حام » و « يافث » تا دوران « مماليك » و « تركها » « 1 » در بسيارى از ادوار تاريخ ما ، چيزى جز تاريكىهاى فوقالعاده وجود ندارد كه بر فراز آن تاريكىهايى از استبداد سياه و كشتار ننگين سايه افكنده است كه گاهى در ژرفاى آنها جرقههاى انسانى پيدا مىشود و مدتى روشنايى مىدهد و سپس از بين مىرود ! وضع ما در اين زمينه ادامهء همان وضع ملتهاى ديگر روى زمين است كه همگى داراى دورانهاى مشابهى هستند ! تعصبات گنهكارانه و انواع زور و فشار مادى و معنوى ، همان پايههاى كلى بودند كه تاريخ جوامع ما ، در بيشتر دورانهاى خود بر آنها استوار بوده چنان كه تاريخ ساير افراد بشرى نيز بر آنها استوار بوده است .
* * * اگر ما به تاريخ عرب بنگريم ، خواهيم ديد انقلابى كه محمد بن عبدالله برپا نمود و جانشينان نخستين وى آن را دنبال كردند ، به زودى از طرف طبقه حاكمه براى كارهاى فردى و مصالح و منافع خصوصى حكام مورد سوء استفاده قرار گرفت و ناگهان بنىاميه را مىبينيم كه شمشيرها را مىكشند و مردم را درو مىكنند و سير هم نمىشوند . . . و به غارت و چپاولگرى و غصب دارايى و املاك مردم و برده ساختن صاحبان آنها مىپردازند و فرمانداران و عمال خود را به اطراف كشور مىفرستند كه به قتل و غارت و ظلم و ستم مشغول مىشوند !
هامش
( 1 ) . مقصود ، بعضى از خلفاى تركهاى عثمانى است كه متأسفانه مرتكب قتل عامهايى شدند و آبروى « خلافت اسلامى » را در قرن گذشته از بين بردند . . . م