معاويه كه زمين و ثروت و مردم مصر را بهعنوان مال حلال ! به فرماندار خود در مصر عمروبنعاص كه معاويه را بر ضد على يارى كرده بود مىبخشد ! . در فرمان اين بخشش چنين آورده بود : « معاويه مصر و مردم آن را به عمروبنعاص بخشيد تا هرطور كه بخواهد در آن تصرف بنمايد ! » . . . و يزيد بن معاويه امام حسن بن على را بهقتل مىرساند و سپس باقيماندگان كاروان حسينى را كه زنان و كودكان بىسرپرستى بودند ، اسير كرده و به دمشق مىآورد و بعداً همانند روش « بختالنصر » و « سنخاريب » به سربازان خود اجازه مىدهد كه مردم « مدينهمنوره » را قتلعام نموده و خود شهر را غارت كرده ، با خاك يكسان سازند !
« زياد بن ابيه » و « مسلم بن عقبه » و « حجاج بن يوسف » و « يزيد بن ابومسلم » و دهها نفر ديگر از عمال و ايادى بنىاميه با مردم چنان رفتار وحشيانهاى مىكنند كه حيوانات وحشى و گرگهاى درنده با بز و گوسفند آنطور رفتار نمىكنند ! اينها مردم بينوا و تنگدست را ، اعم از زن و مرد ، كوچك و بزرگ ، بهجرم آنكه امكان نيافتهاند كه يك يا چند درهم ماليات را بپردازند ، در بازار بردهفروشى به فروش مىرسانند ، و يا براى « حفظ آرامش و امنيت » و بهدست آوردن حقوق خودشان و مزاياى بنىاميه » ! دستها و پاها را قطع مىكنند ، و مردم را بهدار مىآويزند يا مىسوزانند و به غارت و چپاولگرى ، شكنجه و آزار مىپردازند ! .
عباسيان هم راه و روش بنىاميه را دنبال مىكنند و آنگاه ما مىبينيم كه كشتارگاهها و پردهدرىها و تجاوزها و تضييع حقوق و غارت و غضب اموال و دارايى مردم بهخاطر پركردن گنجينههاى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 776
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٧٦