ارابه مخصوصى هر روز گروهى را اعم از مجرم و بىگناه ، به پاى گيوتين مىآورد . شاه ، ملكه ، خواهر شاه و بسيارى از دوستان و بستگان خانواده سلطنتى در زير تيغه گيوتين جان سپردند . ملكه سبكسر ، در آن دوران كه خود را شهبانوى كشور مىديد و در قصر زيباى ورساى به بلهوسىهاى خود مشغول بود ، هيچگاه فكر نمىكرد كه روزى با خفت و خوارى سرش از بدن جدا شده و در سبدى خواهد افتاد . . . » « 1 »
نويسندگان كتاب تاريخ تمدن غرب و مبانى آن در شرق در جواب اين پرسش كه چرا هواداران دموكراسى در اين هنگام فرانسه را دچار ديكتاتورى شديدى مىكردند ؟ توضيحى از « روبسپير » نقل مىكنند كه او چنين استدلال مىكرده است :
« . . . براى آنكه بتوانيم دمكراسى را برقرار و پايدار كنيم . . . بايد دشمنان جمهورى را در داخل و خارج نابود كنيم . . . اگر فضيلت اساس حكومت دمكراسى در زمان صلح باشد در اين صورت در وقت انقلاب ، حكومت دمكراسى بايد بر فضيلت و وحشت تكيه كند . . . وحشت و ترور چيزى جز عدالت سريع و قطعى و انعطافناپذير نيست . وحشت همان اشاعه فضيلت است . گفته شده كه وحشت تكيهگاه حكومت استبدادى است . . . حكومت انقلاب استبداد آزادى بر ضد ظلم است . » « 2 »
ولى بهنظر ما آن حكومت دمكراسى كه خود بر پايه ظلم و ستم و
هامش
( 1 ) . سرزمين و مردم فرانسه ، ترجمه محمود مصاحب ، چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، صص 106 - 107
( 2 ) . تاريخ تمدن غرب . . . ، ترجمه پرويز داريوش ، ج 2 ، فصل 18 ، ص 100