قتل بىگناهان استوار باشد ، هيچگونه فرقى با حكومت استبدادى ضدملى ندارد ؛ ايجاد وحشت آن هم به بهانه اينكه « همان اشاعه فضيلت است » نمىتواند مجوز قانونى براى استبداد جديد باشد و از نظر عقل و انسانيت ، يك انقلاب اصيل وقتى در راه ملت و بهخاطر دمكراسى و آزادىهاى فردى و اجتماعى است كه خود مرتكب جنايات استبداد رژيم قبلى نشود . . .
مؤلفان تاريخ تمدن غرب . . . در معرفى چگونگى وضع در دوران حكومت كنوانسيون چنين مىنويسند : « . . . از لحاظ حكومت ، دوره وحشت هم در حكم پيش درآمد ديكتاتورى قرن بيستم و هم در حكم بازگشت به اصل مركزيت قديم در فرانسه بود . . . عدالت سريع ، قاطع و انعطافناپذير روبسپير ريشهء زندگى 20 هزار فرانسوى را از مارى آنتوانت گرفته تا زنان و مردان بىكارهاى كه جرمى جز آن نداشتند كه به حد كافى نوشتههاى روسو را نمىفهميدند ، قطع كرد ! . . . حقيقت آن است كه طبق موازين قرن هيجدهم ، پرونده دوره وحشت ، خونين بود . » « 1 »
* * * در هر صورت : انقلاب كبير فرانسه ، دگرگونى فوقالعادهاى در جامعه فرانسه و سپس اروپا بهوجود آورد . و البته بعدها انقلابهاى مشابهى در سراسر دنيا به وقوع پيوست ، ولى اين خواست زمان بود و
هامش
( 1 ) . تاريخ تمدن غرب . . . ، ترجمه پرويز داريوش ، ج 2 ، فصل 18 ، فصل 101 .
براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به كتابهاى : تاريخ تمدن ويل دورانت ، تاريخ تمدن غرب ، سرزمين و مردم فرانسه ، و كتابهاى ديگر مربوط به تاريخ و انقلاب كبير فرانسه ديده شود