ولى پس از اعدام او هم هرجومرج سياسى حكمفرما بود و كميته نجات ملى و كنوانسيون براى حفظ وضع موجود متوسل به ارعاب و ترور شد و يكى از وكلا مىگفت : « بايد بعد از اين شمشير داموكلس در فضاى فرانسه حركت كند ! » . . .
* * * بهنظر ما انقلابات بزرگ هم پس از آنكه پيروز شدند ، ماهيت اصلى خود را از دست مىدهند و طبقه جديد حاكمه ، كه بهاصطلاح انقلابى ناميده مىشوند ، بهبهانه حفظ انقلاب ! مرتكب همان فجايع و جناياتى مىگردند كه طبقه حاكمه قبلى و رژيم منحوس پيشين مرتكب آن مىشد . . .
« ليليان براگدون » در كتاب خود مىنويسد : « . . . پس از محو سلطنت و استقرار جمهوريت ، شاه محاكمه شد و به جرم خيانت محكوم به اعدام با گيوتين گرديد . متعاقباً هزاران تن از مظنونين يا هواخواهان اشراف بهقتل رسيدند . « ديكنز » در داستان دوشهر « 1 » ماجراى موحش انقلاب فرانسه را بهبهترين نحوى تشريح كرده و نشان داده است كه چگونه خشم ديوانهوارى كه جلوى چشم انقلابيون را گرفته بود ، حتى بىگناهان را نيز رهسپار ديار عدم ساخت .
در دوره انقلاب مجسمه لويى پايين كشيده شد ، قسمتى از مفرغ آن براى ساختن توپ مورد استفاده قرار گرفت و بقيه تبديل به سكههايى با نقش جمهوريت گرديد .
هامش
( 1 ) . اين كتاب بهفارسى نيز ترجمه و چندين بار چاپ شده است