نمىتوان انقلاب فرانسه يا صدور اعلاميه حقوق بشر را علةالعلل پيدايش نهضتها و جنبشهاى ملى در جهان دانست ! .
بيدارى ملتها ، تنها انگيزه انقلابهاى ملى انسانى عصر ماست و بهترين گواه ما بر اين موضوع آن است كه : فرانسه ، مركز انقلاب كبير و اعلاميه حقوق بشر ، پس از « حكومت وحشت » در قرن هيجدهم ، يكى از بزرگترين دولتهاى استعمارى و امپرياليستى در جهان گرديد و بويژه ملتهاى آفريقايى را به زنجير استعمار و استبداد كشانيد و در نيمه دوم قرن بيستم فقط در كشور اسلامى الجزاير براى بقاى سلطه ضدبشرى خود ، در طول 7 سال جهاد آزادىبخش ملى مردم آن سامان يك ميليون انسان الجزايرى را توسط پانصد هزار سرباز خود كشت و نابود ساخت ! . . .
و همين امروز نيز امپرياليستهاى غربى و سرمايهداران اردوگاه كاپيتاليسم جنايتبار غربى ، بهكارها و اعمال ضدانسانى و وحشيانه خود ادامه مىدهند تا هر چه بيشتر منابع طبيعى و ملى كشورهاى آسيايى و آفريقايى را غارت كنند و براى همين منظور ، از هيچ جنايتى فروگذار نمىكنند . . .
ما در اينجا نمىخواهيم مسائل سياسى جهانى را مطرح سازيم . مراجعه به پانوشت يكى از صفحات اخير اين كتاب ، بهخوبى نشان مىدهد كه امپرياليستها بهخاطر ادامه استثمار و استعمار خود ، چگونه در يك حمله وحشيانه ، ده هزار انسان سياهپوست را مانند حيوانات مىكشند و عنصر خائن و سياهى مانند چومبه را بر ملت كنگو تحميل مىنمايند . . .
البته ما هوادار ديكتاتورى پرولتاريا و سيستم حكومتى بلوك شرق
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 769
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٦٩