مشروطهخواهان و جمهورىطلبان نيز براى خود سازمانهايى ترتيب دادند .
سلطنتمشروطه كه بهموجب قانون اساسى 1791 تأسيس شده بود ، بيش از يك سال دوام نيافت . اختلاف شاه و ملت بيشتر گرديد ، شاه و ملكه قلباً از قانون اساسى جديد آزرده بودند و با تحريكات دائمى خود مىكوشيدند كه با كودتا يا شورش هواداران خود ، بساط استبداد را از نو پهن كنند و خودكامگى را آغاز نمايند و براى همين منظور روابط پنهانى با پادشاهان ديگر اروپايى برقرار نمودند و مىخواستند با جلب كمك و پشتيبانى آنان ملت و مجلس را بهزانو درآورند .
ولى جمهوريخواهان هم كه بر تعداد و قدرتشان افزوده شده بود ، خواستار عزل لويى شانزدهم و برقرارى حكومت جمهورى شدند . . . و سپس دست به اسلحه برده و بر ضد گارد ملى و گارد سويس كه محافظ قصر « تويلرى » بودند حمله را شروع نموده و پس از كشتار خونينى قصر را تصرف كرده و اموال آن را غارت نموده و هر كسى را كه مخالف بود ، بلافاصله اعدام كردند .
سپس مجلس مؤسسان كنوانسيون تشكيل گرديد . . . خلع امپراطور از مقام سلطنت ، از سوى مجلس اعلام گرديد . . . پس از آن كشتارهاى وحشيانه و قتلعامهاى بىرحمانهاى رخ داد و مجلس ملى كه كنوانسيون نام گرفته بود ، نظام جمهورى را اعلام داشت و قانون اساسى جديدى بهوجود آمد و لويى شانزدهم بهدادگاه كشانيده شد و محاكمه گرديد و در ميدان لويى پانزدهم كه ميدان انقلاب نام گرفته بود و امروز به ميدان كنكورد معروف است زيرگيوتين قرار گرفت و اعدام شد .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 765
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٦٥