تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
داشت كه با روحانيون مشروطه‌خواه رابطه‌اى نخواهد داشت ! . . . او در روز « عيد پاك ! » تصميم داشت به قلعه سن‌كلو رفته و مراسم مذهبى را با حضور يكى از كشيشان ضد مشروطه انجام دهد ولى مردم به‌قصر « تويلرى » رفتند و كالسكه امپراطور را محاصره كردند و مانع حركت وى شدند . . . . ناصحين هم امپراطور را تحريك نمودند كه به‌سوى ايالات برتانى يا رانده برود و به جماعت ضدانقلاب بپيوندد . . . ولى سرانجام او به اتفاق ملكه و دو كودك خود و خواهرش اليزابت و سه نفر از آجودان‌هاى مخصوص ، در لباس پيشخدمت ، از قصر تويلرى خارج شده و فرار كردند . . . چند نفر از افسران او را دنبال كردند و در نزديكى قريه وارن دستگيرش نموده و به پاريس برگردانيدند و در قصر خود زندانى نمودند . مجلس او را از كار بر كنار ساخت و خود اداره كارها را به‌دست گرفت . آلبرماله در تاريخ خود مىنويسد : « در تاريخ انقلاب فرانسه كمتر واقعه‌اى اهميتش به‌درجه نتايج اين فرار بود . كسانى كه تا آن وقت لويى شانزدهم را دوست داشتند يك‌باره منزجر شدند . ديگر شكى باقى نماند كه او چه مقاصدى دارد و سوگندهايى را كه ياد كرده است تا چه پايه بىاساس است . بر همه كس محقق شد كه لويى شانزدهم با خارجيان سازش كرده . به‌قول « ويربو » براى درك ميزان تنفرى كه مردم فرانسه نسبت به امپراطور خود پيدا كرده‌اند بايد وارد مجامع آنان شد و گوش داد . . . ديگر هيچكس احترام مقام سلطنت را نگاه نمىداشت و مثل سابق وجود پادشاه را در مملكت واجب نمىشمرد . . . و چون در غياب لويى ، مملكت كاملًا اداره شد واضح شد كه وجود او