« مونرا » به « لويى پانزدهم » تقديم داشت كه نشان مىداد مأمورين ماليات امپراطور درباره اين مرد « نامهء مهر شده » اى بهدست آورده و با استفاده از آن ، او را در زندانى كه شبيه به حفرهاى تاريك در داخل زمين بود ، شكنجه دادهاند . در اين اخطارنامه ، درباره فجايع « نامههاى رسمى و مهر شده » چيزهايى دارد كه ما را از كارهاى وحشتناك و نكبتبارى آگاه مىسازد . لحن اين نامه احتجاج ، بسيار شديد بوده و در آن توهين و تقبيح آشكارى بهچشم مىخورد كه قضات دادگاه نسبت به اشراف و فرزندانشان اعمال نموده و آنان را با « كوچكى » و « پستى » توصيف و معرفى كردهاند ! .
و سپس مسألهاى كه بهنام « حق شكار » وجود داشت كه بر محروميت توده مردم ، بالخصوص دهقانان و كشاورزان مىافزود زيرا اگر آنان در سرزمين خودشان اقدام به شكار بعضى حيوانات مىكردند يا كشتزار خود را تميز كرده و آن را از علفهاى هرزه پاك مىكردند ، يا بهزندان مىرفتند و يا كشته مىشدند ، زيرا بايد كشتزار و اراضى را به همان صورت حفظ مىكردند كه امپراطور و امرا بتوانند حيوانات و پرندگان جالبى را در آنجا شكار كنند .
. . . موضوع هرجومرج ماليات هم از همه بيشتر مردم را رنج مىداد و تحتفشار مىگذاشت . ماليات از گروهى اخذ مىشد و از گروهى ديگر يك دينار هم گرفته نمىشد و تعيين اوقات جمعآورى ماليات هم بسته بهنظر خود مأمورين ماليات بود و گاهى مىشد كه در يك سال ، چندين بار ماليات مىگرفتند ! و البته تعيين مقدار ماليات هم باز بسته به ميل خود مأمورين جمعآورى ماليات بود و تقسيم و توزيع آن در بين طبقات هم بهدور محور « هرج و مرج » و « استبداد و خودكامگى » مىچرخيد !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 744
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٤٤