تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
مىپرداختند . و علاوه بر همه اينها ، آنان جاسوسان تيزبين تعصب و خرافات بودند كه هيچ يك از افكار و عقايد مردم ، از آنان پوشيده نمىماند و از به‌كاربردن هيچ ابزار و وسيله‌اى هم براى شكنجه آزادگان فروگذار نمىكردند . اين طبقه پناهگاه محكم و خلل‌ناپذيرى بود كه ارتجاع و اپورتونيسم سازشكارى و ابن‌الوقتى به آن پناه مىبرد . اين گروه سلاح‌هاى برنده‌اى در دست پادشاهان و اشراف براى از بين‌بردن هرگونه پيشرفت و ترقى بودند . اين وضع پدران روحانى ، بىشباهت به‌وضع بسيارى از كشورهاى دنيا ، در قسمت اعظم مراحل تاريخ ، نيست ! اما طبقه سوم ، همان طبقه توده بدبخت و محروم بود كه كار مىكرد و بهره نمىبرد ؛ به‌كشت مىپرداخت و درو نمىكرد و به زشت‌ترين و ننگين‌ترين شكل ، استثمار مىشد . و همان توده‌اى بود كه متفكران و ادبا و نويسندگان و شعرا و مخترعان و بزرگان واقعى كه از ابتدايىترين قرون تا قرون تمدن و ترقى ، رهبرى بشريت را به‌عهده داشتند ، از ميان آن برخاسته بود . در گفتار زير ، ما وضع اين طبقه را بررسى و توصيف مىكنيم كه عنصر و عامل اساسى در بزرگترين انقلابى به‌شمار مىرود كه تاريخ بشر آن را شناخته است ! فشارى كه به توده مردم وارد مىآمد ، چنان شديد و كشنده بود كه چگونگى آن توصيف‌ناپذير است . ولى فرزندان ملت به‌اندازه‌اى ساده‌دل بودند كه بعضى از خواست‌هاى كوچك خود را به دو طبقه ستمگرى كه بر آنان فرمان مىراندند ، عرضه مىداشتند و به‌خاطر تحقق يافتن اين خواست‌ها ، ارادت كامل خود را نسبت به‌شاه و آن دو