تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
بدبختى و محروميت توده مردم افزايش يافت . . . و سپس « لويى شانزدهم » آمد ، و وضع ملت به آن نحوى بود كه به اجمال شرح داديم . آسياب بدبختى و محروميت همچنان طبقه دهقان و توده مردم شهرنشين را خرد مىكرد و امپراطور و امرا و نجبا و پدران روحانى هم همچنان به‌خوشگذرانى و عيش و نوش مىپرداختند و هيچ‌وقت از جايى عبور نمىكردند مگر آنكه از ميان دسته گل‌ها و گياه‌هاى خوشبو بگذرند . و اگر در خيابان‌هاى اين يا آن شهر بر كالسكه‌هاى خود سوار مىشدند ، با اسب‌ها و چرخ‌هاى كالسكه خود ، هر كسى را كه راه مىرفت ، زير مىگرفتند و در همين مورد است كه يك جهانگرد انگليسى مىگويد : « من با چشم خود ديدم كه اين چرخ‌ها كودك خردسالى را زير گرفتند . » « 1 » فرزندان طبقات ملى ، همچنان از رنج و مرض و گرسنگى و لباس ژنده و پاره و مسكنى كه در كوخ‌ها و آلونك‌ها داشتند ( و همانند حفره‌هاى شغال‌ها ، و غارهاى حيوانات و دخمه‌هاى گرگان بود ) يكى پس از ديگرى مىمردند ! . . . ادبا و متفكران هم همچنان در راه بيدارساختن روح بزرگى و عظمت توده و نشر اصول آزادى و نشان‌دادن انواع فساد و تباهى و زمينه‌سازى براى نجات و آزادى ، كار مىكردند و مىكوشيدند ! « 2 »
هامش
( 1 ) . خاطرات يك جهانگرد انگليسى ، تعريب حسن جلال ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به‌كتاب : تاريخ قرن هيجدهم و انقلاب كبير فرانسه تأليف آلبرماله و ژول ايزاك ، ترجمه آقاى رشيد ياسمى ( كه در سه جلد منتشر شده است ) مراجعه شود . تفصيل همه مطالبى را كه مؤلف محترم آورده ، در آن خواهيد يافت ! . . . م