كرده بود ، بايد توجه داشت كه اين خضوع در برابر قدرت و سلطنت خود او بود نه در قبال قدرت و نفوذ اراده عمومى و از همينجا بود كه اين طبقه بسيارى از امتيازات خود را كه در درون فئوداليسم از آنها بهرهمند بود ، حفظ كرده بود .
طبقه رجال دينى پدران روحانى مسيحى هم با طبقه اشراف در امتيازات فراوان شريك بود . پدران روحانى مىخوردند و كار نمىكردند « 1 » ، بازجويى مىكردند و بازخواست نمىشدند ، محاكمه مىنمودند و محاكمه نمىشدند و همانند دولت ، به جمع ماليات
هامش
( 1 ) . ما در اينجا كارى بهمقدار ثروت نجبا و اشراف و درباريان آن دوران نداريم ، ولى بىمناسبت نيست كه اشارهاى به مقدار درآمد « پدران روحانى مسيحى » بنماييم . آلبرماله مىنويسد : روحانيون بهحكم شرافت و قدس مشاغلى كه داشتند ، اول طبقه مردم مملكت محسوب مىشدند و به دو صنف تقسيم مىگشتند : كشيشهاى قانونى كه بالغ بر شصت هزار نفر بودند و كشيشهاى غيرقانونى يعنى روحانيون روستاها و دهات كه به 000 ر 70 نفر مىرسيدند ! .
روحانيون ! داراى ثروت هنگفت بودند . . . در سال 1791 كميته دارايى گزارشى از ثروت و دارايى روحانيون بهمجلس تقديم داشت كه قيمت اموال منقول و غيرمنقول آنان را به سه ميليارد تخمين مىكرد . وسعت املاك كشيشان يك خمس مساحت فرانسه بود . در بعضى ولايات مثل ارتوا كشيشان مالك سه ربع اراضى بودند و در فرانش ، كونته و الزاس نصف اراضى را در تصرف داشتند و در ولايات ولى (yaleV) تقريباً تمام املاك را بهدست آورده بودند . بنابر تحقيقات هيئت بارزسى امور كشيشان كه در سال 1790 به امر مجلس ملى كردند ، عايدى ساليانه روحانيون كمتر از 70 ميليون نبود و بنا به قول « لاوازيه » دانشمند معروف كه از نظار ولايات محسوب مىشد ، منافع سالانه آنها به 80 ميليون مىرسيد . علاوه بر اين عوايد ، كشيشان از طريق وصول ماليات عشريه كه از تمام مزروعات و محصولات دهقانان مىگرفتند مبلغ هنگفتى بين 80 الى 100 ميليون خالص دخل مىكردند . تازه كشيشان عوارض ديگر محلى كه يادگار قرون وسطى بود از اموال و مكاسب رعيت مىگرفتند كه در سال به 50 ميليون بالغ مىشد و در واقع جمع كل درآمد روحانيون در سال از دويست ميليون متجاوز بود . . . ( رجوع شود به تاريخ قرن هيجدهم ، آلبرماله ، ج 2 ، ص 357 به بعد ) . م