تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 745

مساهمون:

ص٧٤٥
اشراف فرانسه نصف اراضى فرانسه را « مالك » شده بودند و نصف ديگر آن در تملك ده‌ها ميليون افراد توده بود . دهقانان در زمين‌هاى نجباى به‌كار مىپرداختند و خود گرسنه مىماندند و اشراف بىعرضه و نادان كار نمىكردند و ثمره كوشش و رنج دهقان را مىخوردند و افزون بر اين ، آنان هيچ چيزى را در قبال اين اراضى و محصول و توليد فراوان آن ، به‌عنوان ماليات نمىپرداختند . و اين فقط گروه دهقانان بودند كه مالك قسمت كوچكى از زمين بودند و ماليات مىپرداختند . مالياتى كه مىبايست توده مردم بپردازند ، چنان سنگين بود كه قابل تحمل نبود ، چرا كه هر يك از افراد اين گروه بدبخت و محروم ، مىبايست چهار نوع ماليات بپردازد ، در صورتى كه امكان پرداخت يك نوع آن را هم نداشت . يك نوع ماليات را در قبال زمين و محصول ناچيز خود ، به‌دولت مىپرداخت ؛ مالياتى هم به كليسا مىداد و ماليات سوم را « نجيبى » كه در زمين او به‌سر مىبرد مىگرفت و ماليات چهارمى هم وجود داشت كه « اختراع » عجيبى به‌شمار مىرود و به‌نحو شگفت‌آورى جعل و وضع شده بود ! اگر عظمت شكسپير آثار جاودانى وى را به‌وجود آورد و اگر عظمت دانته كمدىالهى و عظمت روسو انقلاب فرانسه را آفريد ، « بزرگى » و « عظمت » امپراطور و نجبا هم ماليات بر « نمك » ! را به‌وجود آورد ! . . . بدين ترتيب كه دولت و حكومتشان فروش « نمك » را در اختيار خود داشت و بر هر فردى لازم كرده بود كه هر سال مقدار معينى از آن
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 745 | جورج جرداق / خسرو شاهى