مردم ، روش و سبك يگانه و محرك او كه با داشتن آن ممتاز بود و نيروى عالى و پيروزمند وى در بيدار ساختن درك و احساس و رهبرى عواطف و افكار بود . او اگر با انديشه و فكرى بهسوى تو مىآمد ، عقل و قلب و انديشه تو را تسخير مىكرد و آن را با سبك و روش خود از نو بههم مىآميخت و نظر و فكر خود را در آن جاى مىداد !
ولتر در يادداشتهايى كه در زمينهء همزيستى دارد و آنها را در سال 1775 براى امپراطور فرستاده است چنين مىگويد : « . . . ترك و چينى و يهودى و . . . همه برادر من هستند . آرى ! چرا نباشند ؟ در اروپا چهار ميليون نفر زندگى مىكنند كه وابسته به كليساى رم نيستند ، آيا ما بايد به هر يك از آنان بگوييم : آقاى عزيز ! چون شما كافر بوده و محكوم به عذابى هستيد كه نمىتوانيد از آن فرار كنيد ، من نمىخواهم با شما آشنايى داشته و معامله كرده و غذا بخورم ؟ » . « 1 »
ولتر خواستار آزادى ، بهمفهوم وسيع آن و با جميع مظاهرى كه دارد ، گرديد و آن را « آزادى كامل شخصى » ناميد ، به اين معنى كه هر شخصى آزادى كاملى داشته باشد كه بدون مراعات دقيق نص قانون به محاكمه كشانده نشود « 2 » . شايد شما امروز بگوييد كه خواستن اينكه هيچكس بدون اجازه قانون محاكمه نشود ، مسئله مهمى نيست ، ولى از اين امر غافل هستيد كه اين قاعده ، كه اصلى اساسى از اصول قرن شما است ، در عصر ولتر مسئله چنين نبوده است ، چه كه در آن زمان چيزى آسانتر از اين نبود كه پادشاه و يا افراد خانواده وى و يا رجال دربار و نزديكان و چاپلوسان متنفذ ! با يك تهمت ساختگى و
هامش
( 1 ) . تاريخ اعلان حقوقالانسان ، ص 83
( 2 ) 1 و 2 . تاريخ اعلان حقوق الانسان ، ص 83