چون دوران تجاوزات در فرانسه به پايان رسيد ، به فرانسه بازگشت ! « 1 »
اما ولتر ، دومين رهبر انقلاب كبير و بزرگترين نقاد كوبنده جهل بشرى ، و انديشهاى است كه يك لحظه آرام نمىگرفت و بنيادى را ويران مىساخت يا پىريزى مىكرد و يا در راه يكى از اين دو در كار بود ! و تأثير او در رهبرى مردم فرانسه و ملتهاى اروپايى پس از فرانسه كمتر از روسو نبود ، تا آنجا كه تاريخنويسان قرن هيجدهم ، همه اين قرن را « عصر ولتر » مىنامند . و گويا قانون و نظام هستى ، در اين مرحله حساس و قاطع از تاريخ بشريت ، با « ولتر » بر اروپا و جهان منت نهاد . چنان كه با « روسو » بر اروپا و دنيا منت نهاده بود ، تا بر عدالت و دانايى و دورانديشى خود گواه باشد ! .
نخستين چيزى را كه « ولتر » با خود همراه داشت ، رسالت برادرى و همزيستى بين افراد انسانى بود . و بيشتر از نيم قرن بهطور جدى يا بهوسيله انتقاد و ريشخندكشنده ، در راه آن كوشيد و از عظمت و نبوغ بىنظير وى هزار شمشير و هزار نيزه آخته گرديد ! كه كجىها و انحرافهاى تعصب و متعصبين را اصلاح مىكرد و همه آنها متوجه دادگاههاى تفتيش عقايد و گردنهاى رجال گناهكار آن مىگرديد و جنگهاى مذهبى را كه پيروزمند و شكستخورده ، هر دو را از بين مىبرد و داغننگى بر پيشانى تاريخ بود پايان مىبخشيد و از ميان برمىداشت ! .
هامش
( 1 ) . شرح حال مفصل وى را در مقدمه قرارداد اجتماعى ، ترجمه زيركزاده و اعترافات ترجمه فرهاد چاپ هفتم بخوانيد . م