تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
آماده مىساخت كه روش و سنت آزادى را براى پىريزى بنياد جديد انسانيت ، اخذ نمايد تا در شكل جديد آن ، همه جنبه‌هاى خير و نيكى كه در اعماق وجود وى قرار دارد ، به‌ظهور بپيوندد . و سپس انسان را آماده مىساخت كه سنت و روش مساوات را به‌دست آورد ! . . . . اين مرد بزرگ تحت فشار قرار گرفت و از چيزهايى كه نصيب وى شد اين بود كه يك دستور شاهانه ، با بزرگوارى بىدريغى صادر گرديد كه كتاب‌هاى وى در « پاريس » سوزانيده شود . . . و آنگاه آثار وى به آتش كشيده شد . . . و همچنين يك دستور ملوكانه و بزرگوارانه ديگر صادر شد كه او را دستگير سازند تا مقدمه‌اى براى شكنجه دادن وى در زندان « باستيل » باشد و او بناچار فرار كرد و قسمت اعظم عمر خود را در آوارگى به‌سر برد . ولى سرانجام با كسى ملاقات كرد كه او را از شر اهل تعصب حفظ مىنمود و آزار كوتاه‌فكران را ، ولو براى مدتى ، از او بر طرف مىساخت . اين شخص همان « فردريك » بزرگ ، پادشاه آلمان بود كه به‌طور استثناء از سبك و روش گروه طبقه خود ، در فشار و آزار متفكران ، پيروى نكرد ، بلكه آنان را محترم داشت و از ايشان پشتيبانى نمود و در نزد آنان به‌شاگردى پرداخت و فهميد كه چگونه در برابر بزرگى و عظمت آنان ، سرخود را به احترام فرود آورد ! او در كنار انديشمندان به‌سر برد و افتخار كرد كه در دوران آنان زندگى مىكند ! ولى اين امپراطور بزرگوار نمىتوانست به‌طور دائم از روسو حمايت كند ، زيرا پدران روحانى در عصر وى بسيار متنفذ و پرقدرت بودند . آنان روسو را به « كفر و زندقه » و گمراهى و اعراض از دين متهم ساختند و بسيار امكان داشت كه با همين اتهام او را بسوزانند ، و از همينجا بود كه روسو در سال 1766 عازم انگلستان شد و