ولتر با گفتارها و اصول و موقعيتهايى كه بهوسيله آنها با تعصب و فشار و اختناق جنگيد در عالىترين مقام ، در تاريخ دفاع از آزادى ، قرار گرفت . نخستين حمله وى بر ضد خرافات و تعصب كتابى بود كه نام جسارتآميز و پرشهامت : گورستان خرافات را بر آن نهاد كه در نخستين بخش آن چنين آمده است : « آن كس كه بدون تفكر و انديشه ، مذهب و آيينى را مىپذيرد مانند بسيارى از مردم بيشتر به گاوى مىماند كه خود را تسليم يوغ مىنمايد و آزادانه ! و با رضايت خود ، آن را برگردن مىنهد ! » .
گروهى از مردم كه « كالاسيروان و دىلابار » خوانده مىشدند ، مورد ظلم و ستم پاپ و پدران روحانى و طبقه حاكمه و ژاندارمهايشان قرار گرفته بودند كه فراموشى بر آنان سايه افكنده بود و خاطره دردناك آنان مانند خاطره بسيارى از جنايات و فجايع ، به طاق نسيان سپرده شده بود ! ولى تا ولتر از داستان آنان آگاهى يافت به جوش و خروش درآمد و با اينكه آنان در دل خاك پوسيده بودند بهدفاع از آنها پرداخت و وارد پيكارهايى گرديد كه در طول تاريخ و در عمر انسان ، اثر جاودانى داشت . و اين كار انعكاس عميق و وسيعى بهوجود آورد كه دلها و قلبها پاسخگوى آن بودند و در سراسر قاره اروپا و در هر خانهاى ، افكار و انديشهها را بهخود مشغول داشت ! .
ولتر از مردم خواست كه با همديگر مانند فرزندانى كه از يك پدر بهدنيا آمدهاند ، رفتار كنند ولو آنكه عقايد و افكار آنان با يكديگر اختلاف داشته باشد ، ولتر در اين خواست خود به پندواندرز كه معمولًا بىنتيجه است ، نپرداخت بلكه از راه دليل و برهان مردم را قانع ساخت . وسيله قاطع او در تبليغ افكار و آراى خويش در بين
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 734
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٣٤