تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
حقوق و وظايف و منابع طبيعى آن ، بسيار سخن گفته است . او انديشه قديمى و كهنه مربوط به « حق خدايى امپراطوران » ! را از هم فرو پاشيد . و البته ما نمىتوانيم كه در اينجا افكار و نظريات او را درباره اين مسائل مهم نقل كنيم ، زيرا كه او در تمام نوشته‌ها و در سراسر دوران زندگى خود ، آنها را مورد ارزيابى و بررسى قرار داده است ، و افزون بر اين ، آرا و افكار وى به‌اندازه‌اى مشهور است كه مجال ذكر آن در اين كتاب نيست . بر همه اينها بايد كتاب بزرگ وى ، اميل « 1 » را نيز بيفزايم كه مسائل و مشكلات عمومى را ، به‌طور مستقيم مورد تجزيه و تحليل قرار نداده ، بلكه هدف و نظر وى از نوشتن آن ، پرورش و بارآوردن انسان به يك شكل نيكو ، آزاد و زيبا در ميان خوشىهاى زندگى برادرانه و تنها به‌دست طبيعت ساده و بىنيرنگ بود ؛ طبيعتى كه مادر بزرگوار و ارجمندى است كه درباره فرزندانش نيرنگ و حيله به كار نمىبرد ، آنان را استعمار نمىكند و انديشه و عقل آنان را به بردگى نمىكشاند بلكه آنها را آزاد مىگذارد كه راه را ببينند و آزمايش كنند و ذخيره‌اى براى خود اخذ نمايند تا در كارى كه انجام مىدهند بر پايه نيكى و خير رشد و تكامل استوار باشند . من فكر مىكنم كه شما هدف نهايى اين دعوت را كه به طبيعت زيبا و نيكو و آزاد مىخواند ، دريافته باشيد . در وراى اين دعوت ، به‌طور شهامت‌آميز و سرسختانه زشتىهاى رژيم‌ها و رسوم كهنه و قديمى ، كه انسان را به زنجير كشيده بود ، نشان داده مىشد و انسان را
هامش
( 1 ) . اين كتاب تحت همين عنوان ، به فارسى نيز ترجمه شده است . م