برنامهء حكومتها باشد ، نشان مىدهد و رابطه حاكم و محكوم ، ملت و زمامدار را روشن مىسازد و در واقع انقلاب كبير ، در آينده ، قسمت اعظم اساسمايه ، هدفها ، شعارها و اصولش را از آن اخذ كرد .
و چون اين كتاب پيوند محكمى با انقلاب فرانسه داشت ، « انجيل انقلاب » لقب گرفته است و البته اهل اطلاع مىدانند كه « روبسپير » از قهرمانان جاويد انقلاب كبير يكى از شاگردان روسو بود كه بيشتر از همه مردم با او پيوند داشت و از افكار او كسب روشنايى مىكرد . و همچنين « مارا » يكى ديگر از رهبران انقلاب بسيارى از مردم فرانسه را در خيابانهاى پاريس بهدور خود جمع مىكرد و هر روز براى آنان صفحات بىشمارى از اين كتاب روسو را مىخواند .
محور دعوت روسو در اين كتاب بىنظير اصل « سيادت و رهبرى ملت » بود ، زيرا كه ملت ، صاحب اصلى و حقيقى قدرت و حكومت است و زمامدار با اراده همه توده به مقام زمامدارى مىرسد و از اينجاست كه او وكيل و نماينده همين تودهاى است كه در آن هنگام كه مىخواهد حكومت را به او مىسپارد و در آنوقت كه بخواهد ، او را از كار بر كنار مىسازد . روسو در نوشتههاى خود چه در قرارداد اجتماعى و چه در كتابهاى ديگرش همه مسائلى را كه فرانسويان و ديگر مردم زمانش با آن دست به گريبان بودند ، مورد بحث و بررسى قرار داده و درباره يكايك آنها به تفصيل سخن گفته است . او درباره همزيستى دينى و همچنين درباره آزادى فكر ، مسئله مساوات در
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 730
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٣٠