منظور بود كه در مسئله مساوات دقت بيشترى نموده و براى آن برنامهها و قوانينى وضع نموده و با حرارت و سرسختى تمام خواستار تحقق آن شدند . آنان نظامهايى را كه تفاوت و اختلاف وحشتناكى بين فقراء و ثروتمندان ، ايجاد مىكنند مورد حمله قرار دادند و بهشدت از مالياتهايى كه بر دهقانان و كشاورزان تحميل شده بود ، انتقاد نمودند و از وحدت نژادهاى بشرى ، طورى دفاع كردند كه « بشريت » از آنان سپاسگزار است ! و در تقبيح برده ساختن انسانهاى سياهپوست ، سرسختى و شدت شرافتمندانهاى از خود نشان دادند و چه بسيار شد كه « منتسكيو » انديشمند بىنظير ، دلايل پوچى را كه در قوانين بشرى براى تجويز برده ساختن انسانهاى سياهپوست وجود داشت ، ريشخند و استهزاء نمود و سوداگران مروج اين دلايل را ، در زير باران سيلآسا و ويرانكننده توبيخها قرار داد « 1 » .
هامش
( 1 ) . چنان كه توجه داريد مؤلف محترم ، از انقلاب كبير فرانسه خيلى تجليل مىكند و ما در اينجا كه فقط قصد ترجمه كتاب را داريم ، نمىخواهيم براى هر مطلبى يك پاورقى بنويسيم ! ولى براى آنكه بدانيد امضاءكنندگان اروپايى و مسيحى اعلاميه حقوق بشر ! در نيمهدوم قرن بيستم با انسانهاى افريقايى و آسيايى چگونه رفتار مىكنند ، فقط به نقل خبرى از روزنامه كيهان اكتفا مىكنيم . اين خبر كه در شماره مورخ 16 دىماه 1344 مطابق 13 رمضان 1385 كيهان درج شده ، فقط مربوط به نمونهاى از جنايات ضدبشرى اروپاييان سفيدپوست مسيحى ، در يك كشور آفريقايى است كه خواستار آزادى و حقوق مساوى با سفيدپوستان است . . . اينك متن خبر :
سرهنگ « مايك هور » فرمانده مزدوران سفيدپوست كنگو ضمن يادداشت خود نوشته است : رفتار ما نسبت به انقلابيون كنگو مانند رفتارى است كه با حيوانات مىشود . ما دههزار نفر از آنان را در يك مرحله كشتيم كه عده بسيارى از آنان عمرشان از 18 سال كمتر بود و بعضى از آنان نيز كودكان خردسال بودند . !
* * * و اكنون كه كتاب منتشر مىگردد ، به قتلعامهاى ديگرى ، مانند قتلعام فلسطينىها در اردن و لبنان مىتوان اشاره كرد كه بهدست مسيحيان نيمه اروپايى و متمدن ! به وقوع پيوست . . . م