تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
* * * دايره آزاديخواهى با قلم ادباى قرن هيجدهم ، توسعه و گسترش يافت ، و آنگاه آنان خواستار همه‌گونه آزادى براى مردم نه فقط آزادى دينى گشته و مردم را براى گرفتن آزادى كامل ، به‌عنوان اينكه حق طبيعى توده‌ها است ، تحريك و ترغيب نمودند . و بر پايه همين اصل بود كه ادباى فرانسه مىگويند انسان در نحوهء اعتقاد خود آزاد است ! براى آنكه شرط اساسى در همه اينها عقايد آن است كه انسان از روى انديشه و بينش ذهنى به‌چيزى ايمان بياورد و در آنچه كه به آن فكر مىكند و يا آن را درك مىنمايد ، صادق و راستگو باشد . براى آنكه هر چيزى را كه انسان از روى اكراه و اجبار يا به‌عنوان تظاهر و رياكارى انجام دهد كوچكترين فايده‌اى ندارد ، بلكه اين كارها به ضرر و زيان نزديكتر است ! . اين گروه از ادبا ، آزادى بيان ، فكر و نظر و آزادى دفاع از آن و همچنين آزادى انسان را تقديس كرده و هرگونه قيد و حدى را ناديده گرفته و فقط يك شرط را پذيرفتند و آن اينكه : آزادى فرد نبايد به آزادى ديگرى لطمه وارد كند . و البته اين تزاحم فقط هنگامى رخ مىدهد كه انسان در احترام به آزادىهاى همگانى ، كوتاهى بنمايد . « ديدرو » در دايرةالمعارف ، در ماده « آزادى اجتماعى » در اين‌باره مىگويد : « آزادى : داشتن اين حق است كه ما هر چيزى را كه قانون اجازه مىدهد ، انجام دهيم » . ادبا و متفكران فرانسه حملات وسيع خود را در هر ميدانى كه مفهوم آزادى به‌سوى آن راهبرى مىكرد ، ادامه دادند ، و براى همين