تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
نگرانى خود را از مسئله خرافات و تعصب كه « قرون پيشين » در گرداب آن غرق شدند و همچنان بقاياى آن موجود بود ، چنين بيان مىكند : « تعصب و خرافات حالتى از حالات تباهى در روح بشرى است و آن را مىتوان نوعى كودنى و عدم‌درك فرض كرد كه بر عقل بشرى حمله كرده و آن را مورد رنج و آزار قرار داده است » ! . نويسنده ديگر « دولباك » در اين باره مىگويد : « تعصب ستم زشتى است و در آن نادانى و حماقت به آن مقدار وجود دارد كه توهين به انسانيت و روح جامعه وجود دارد . . . تحميل هر عقيده‌اى موجب برانگيختن آشوب در كشور مىشود و هيچ درمان شفابخشى در قبال حماقت تعصب و ناراحتىهاى ناشى از آن وجود ندارد مگر آزادى انديشه و آزادى قلم ! » . و « توركو » مىنويسد : « چگونه مىتوانيم تصور كنيم كه نيرويى در روى زمين مىتواند فردى را به پذيرفتن آيينى مجبور بسازد كه آن فرد در باطن و وجدان خود به آيين ديگرى عقيده دارد و آن را برحق ، مىداند . » « 1 » در ميان شگفتىهاى كاملًا بزرگى كه فرانسه در اين عصر از خود
هامش
( 1 ) . از كتاب تاريخ اعلان حقوق الانسان ، ص 82 ( توجه داريد كه اين مطالب مربوط به اروپا است كه كاتوليك‌ها با كشتار دسته‌جمعى مىخواستند فرقه‌هاى ديگر مسيحى را به مذهب خود درآورند و تفصيل داستان‌هاى مربوط به آن در كتب تاريخ آمده است م )