همه بشريت مسدود نمايند . بارزترين نمونه اين آزمندى در چهره قديم و كارهايش ، آن بود كه مونارشيك به سيستم حكومتى مطلقى چنگ زده بود كه صاحب آن فقط از « خداوند » ! نيرو مىگرفت و فقط در قبال « خداوند » حساب پس مىداد ! سيستمى كه در آن فقط خواست و ميل واحدى حكمفرما بود و اراده همگانى به اراده فرد منحصر گشته بود .
و چون فشار بر آزادى عقيده ، پيوند ناگسستنى با فشار بر آزادى سياسى داشت و در واقع سركوبى و از بينبردن حق سياسى ، با نابودى آزادى انديشه و عقيده ، همراه بود و از همينجا بود كه امپراطور فرانسه فرمانى را كه سلف وى « هانرى چهارم » صادر كرده بود لغو نمود و خود فرمان تازهاى منتشر ساخت كه بر طبق آن هر وزيرى كه غير از مذهب كاتوليك ، مذهب ديگرى را اختيار مىكرد ، محكوم بهاعدام مىشد !
در دوران اين امپراطور فرانسوى كه نامش « لوئى چهاردهم » بود ، آزادى انديشه در همه زمينههايش دچار شكست ناگوارى گرديد . و كوچكترين نمونه از مظاهر استبداد بر انديشمندان را در دستورى مىبينيم كه وى به جهت دستگيرى همهء دستاندركاران مطبوعات و نشريات و يا هركس كه بهطريقى خبرى را منتشر سازد ، صادر كرد « و اينگونه روزنامهنويسان به زندان و يا خدمت نظامى ، و گاهى شكنجه ديدن ، محكوم مىشدند » و بدينترتيب نوشتن كوچكترين مطلبى كه با « آسايش رعيت لويى چهاردهم » سازگار نبود و يا با شهرت افراد « خوشنام و معروف ! » منافات داشت ، به اشكال برخورد نمود ، و هر كس كه مىخواست كتابى چاپ كند ، مىبايست كه « اجازه رسمى » از سانسورچىها بگيرد و هرگز كتابى را بدون اجازه نمىتوانستند چاپ
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 703
مساهمون: جورج جرداق
ص٧٠٣