تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
به‌خود بگيرند . و اين گامى بود كه نشان مىدهد چيزى در ميان اين جمعيت در حال دگرگونى است ، اگر چه اين طلب در آن زمان نتيجهء عملى نداشت . و همچنين مىبينيم كه در فرانسه در ميان كسانى كه در معتقدات دينى آزادى يافته‌اند و همچنين گروه كمى از متفكران كاتوليك ، فكر جمهورى پيدا نشده است . اين رويدادها و اين افكار و نظريات نوين براى مردم راه و روشى را نشان مىداد كه « گذشته » آن را نمىپسنديد و به‌رسميت نمىشناخت ، و از همينجا بود كه « گذشته » به تجهيز قوا پرداخت و در كمين « راه‌نوين » نشست ، تا آن را شكست داده و از بين ببرد . و به‌ويژه پدران روحانى در معتقدات خود استقامت نشان داده و حاضر نشدند كه به اندازه يك « مو » هم از « حقوق ! » خود صرف‌نظر كنند و البته نتيجه طبيعى اين وضع ، در آن هنگام كه خطر از هر گوشه متوجه آن گردد و بنياد آن را در معرض سقوط قرار دهد ، آن بود كه آتش جنگ‌ها را روشن سازند ؛ جنگ‌هايى كه فرانسه را ويران كرد و بنيان آن را به‌نيستى كشانيد و افراد باقيمانده و زنده آن را بينوا ساخت ! * * * قرن هفدهم فرا رسيد و آنگاه جنگ بين تفكر قديم و جديد شدت و افزايش يافت . صاحبان و هواداران قديم كه دوران‌هاى گذشته امكانات فراوانى را به ايشان بخشيده بود ، براى پشتيبانى از نظام موجود مجهزتر و نيرومندتر شدند و « تا چوبشان تر بود » ! دشمنان خود را با آن مىزدند و سپس خواستند كه از هر گونه تسليمى نسبت به تحول در جامعه‌شان ، بپرهيزند . لذا با تمام قوا نظرى به عقب و گذشته‌ها نموده و كوشيدند كه راه را ببندند و همه روزنه‌ها را در برابر
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 702 | جورج جرداق / خسرو شاهى