نبوغى كه عبارت از كشف جهان جديدى بود كه در تورات ذكر آن بهميان نيامده بود ولى « كريستف كلمب » آن را كشف نمود ، اين جهان نوين داراى دريا ، خشكى ، كوهها و بيابانها و نهرها و كشتزارها و درختهايى بود و در آن مانند همه افراد بشرى ، انسانهايى بهسر مىبردند و بدينترتيب كشف امريكا ضربهء سختى بر مبادى و اصول لاهوتيان و فلسفهشان وارد آورد و چهارچوب تنگى بود كه آنان جهان شناخته شده و وجود انسان را در آن محدود ساخته بودند .
بنا به گفته تورات و كتابهاى بهاصطلاح دينى ديگرشان مىبايست كه ديگر سرزمين جديد و انسانهاى ديگرى وجود نداشته باشد ، براى اينكه « كتاب مقدس » « 1 » به اين سرزمين و اين گروه از افراد بشرى اشاره نكرده بود ، در صورتى كه هر دو بالفعل موجود بودند ! .
در اين ميان لاهوتيان و دارودسته دادگاههاى تفتيش عقايد چه مىبايست بكنند ؟ آنان اگر توانستند حقايق كشف شده بهوسيله « گاليله » را وارونه جلوه داده و مردم را وادار به انكار صحت آن بنمايند چون مردم وسيلهاى براى بررسى و اثبات حقيقت آن نداشتند و بسيار آسان بود كه توده را قانع سازند كه خورشيد مىچرخد نه زمين ! - ولى مردم را چگونه مىتوان قانع ساخت كه آمريكا وجود ندارد ! در حالى كه خودشان بهآنجا سفر كرده و برگشته
هامش
( 1 ) . كتاب مقدس يهوديان و مسيحيان از اين قبيل خرافات فراوان دارد ولى مايه افتخار است كه كتاب مقدس مسلمانان قرآن و روايات و اخبار وارده از رهبران بزرگ اسلام بسيارى از حقايق علمى قرن نوزده و بيست را در اين زمينه بهطور صريح و يا با اشاره ، در 14 قرن پيش بيان داشته است ، كسانى كه مايل باشند در اين زمينه اطلاعاتى بهدست آورند به كتاب اسلام و هيئت كه ترجمه جديد آن از طرف مترجم در 500 صفحه رحلى منتشر شده است ، رجوع كنند . م