بهخود گرفت كه در هيچ سرزمين ديگرى آن را به خود نگرفته بود . و فرانسويان حتى مدت كوتاهى را به استراحت نپرداختند مگر آنكه خود را براى مبارزه سختتر و تلخترى آماده كنند ! .
اين نبرد شديد ، در فرانسه ، در نتيجه پيدايش و رشد نهضت اصلاحى لوتر آغاز گرديد . هوگنوتها نخستين گروهى بودند كه در اين كشور به نهضت اصلاحى پيوستند . . . ولى در نتيجه ، زبان آنان را از بيخ درآوردند و بر صورت و پاى زنانشان داغ زدند و سپس آنان را در آتش سوزاندند ! .
سپس سلسله قتلگاههايى بهوجود آوردند كه از همه بزرگتر و هولناكتر ، قتلگاه « سن بارتلمى » « 1 » بود . و داستان آن از اين قرار است كه « شارل نهم » پادشاه فرانسه براى برآوردن تمايل ملكه « كاترين دومديسى » و « دوك دوگويز » در شب چهاردهم اوت 1572 به كشتار دستهجمعى اين گروه از مسيحيان دست زد . در آن هنگام كه ايندو به پادشاه اصرار كردند كه « گمراهان » را تارومار سازد ، او به « كاترين » نگريست و گفت : آيا تو چنين ميلى دارى ؟ مانعى ندارد ، همهشان كشته شوند ! ولى كوچك و بزرگ بايد بهقتل برسند » ! و بدينترتيب حضرت شارل نشان داد كه او از « كاترين » و « دوك » بزرگوارتر است و به هيچ عمل صالح و نيكى ! دست نمىزند مگر آنكه آن را بهصورت
هامش
( 1 ) . حادثه خونين سن بارتلمى در 24 اوت 1572 در پاريس اتفاق افتاد . در اين شب بيش از دو هزار نفر از پيشوايان پروتستان كه به دربار شارل نهم دعوت شده بودند ، با توطئه قبلى بهوضعى وحشيانه بهقتل رسيدند و دامنه كشتار تا چند روز ادامه يافت ، بهطورى كه بيش از دههزار نفر از پرتستانهاى فرانسه بهدست كاتوليكها كشته شدند . . . ( تاريخ تحولات اجتماعى از مرتضى راوندى ، ج 2 ، ص 149 ، چاپ تهران ) . م