« به كار اين دادگاهها ادامه دهيد ! و زنان و مردان را بهكام آتش نابودكننده بفرستيد ، و به قدرت و نفوذى كه يافتهايد افتخار كنيد ، ولى هر شعلهاى از آتش را كه شما روشن مىسازيد و بهوسيلهء آن مردان بزرگوار و آزاده را مىسوزانيد ، بهزودى مشعل بزرگى خواهد شد كه راه بشر را بهسوى آزادى عزيز ، روشن خواهد ساخت » ! .
در حكم ناجوانمردانهاى كه درباره اين اسقف بزرگوار صادر شد ، چنين آمده بود : « جان هوبر لجباز ، چموش ! ، دروغگو ، فحاش ، گمراه ، زشت و منفور است و بايد در شهرى سوزانده شود كه آنجا را با تعليمات نارواى خود فاسد و تباه ساخته است » ! . « 1 »
مردم به حكم دادگاههاى تفتيش عقايد حمله كرده و آنها را تقبيح نمودند و در واقع صدق گفتار اسقف شهيد ! بهثبوت رسيد و ناگهان آتشى كه او را سوزانده بود به مشعلهايى تبديل شد كه راه مردم را بهسوى آزادى روشن ساخت و براى آنان نيرويى جديد در دفاع از آزادىهايشان بهوجود آورد . براى آنكه هنوز خورشيد آن روزى كه اين اسقف در آنروز سوزانيده شد ، غروب نكرده بود كه شهر « گلوستر » و مناطق مجاور آن از « گمراهان و زنديقان » ! موج مىزد و فرياد آنها به آسمان بلند مىشد ! و حتى كسانى كه در صحت و راستى تعليمات او در شك و ترديد بودند ، به جرگه شاگردان وى پيوسته و شور و اشتياق بيشترى نسبت به مسئله آزادى انديشه داشتند . و بدينترتيب انگيزيسيون يك « گمراه » و « زنديق » را اعدام كرد و در عرض 24 ساعت ! هزار « گمراه » ديگر بهوجود آورد ! .
هامش
( 1 ) . قصةالحرية ، كارلتون كوفن امريكايى ، ص 99