تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
آزادى ، وجدان ، حق‌بشر در زندگى شرافتمندانه و حرف‌هاى ديگر سخن مىگفتند و شعارهاى عصر نهضت را به‌زبان مىآوردند برآشفت ، و همچنين از اين امر ناراحت بود كه پدرش « هانرى هشتم » به‌مردم اجازه داد كه كمى تورات را بخوانند و هر مذهبى را كه مىخواهند ، بپذيرند . . . و البته آنچه او را مىآزارد شوهر بىارجش « فيليپ » فرزند پادشاه اسپانيا نيرومندترين قيصرهاى آن روز روى زمين ! را هم ناراحت مىكرد . و در اين ميان ناراحتى كاردينال « پول » نماينده و سفير پاپ نيز از آن دو كمتر نبود كه مىديد در ميان مردم احساس گرايش به آزادى عقيده ، شيوع و گسترش مىيابد . و براى همين بود كه هر سه بزرگوار ! تصميم گرفتند كه درباره « گمراهان » چاره‌اى بينديشند . « مارى » پس از آنكه پايه‌هاى تاج‌وتخت خود را با از بين‌بردن كامل احزاب سياسى و كشتن خواهر بزرگوارش « اليزابت » « 1 »
هامش
( 1 ) . در اينجا مؤلف محترم دچار يك اشتباه تاريخى شده است ، زيرا « مارى » خواهرش « اليزابت » را نكشت ، بلكه او پس از مارى به‌سلطنت رسيد . لابد مىدانيد كه « هانرى هشتم » شش زن داشت ! و سه فرزند ، و در زمينه مذهب آزادىهايى به فرقه‌هاى گوناگون داده بود . پس از مرگ او ، پسرش ادوارد ششم ( 1547 - 1553 ) در نه يا ده سالگى به‌پادشاهى رسيد و او به‌واسطه عمويش « دوك سامرست » پيرو فرقه‌پرتستان شد و با زور سرنيزه مردم انگلستان را به‌مذهب « كالون » درآورد . دوران سلطنت ادوارد ششم را « دوره بيدادگرى و جبارى پروتستان‌ها » ناميده‌اند . ادوارد در سال 1553 درگذشت و مارى تودور كه دختر هانرى از « كاترين داراگون » بود در ( 1553 - 1558 ) به‌سلطنت رسيد و چون كاتوليك بود ، مىخواست كه مردم بريتانيا را از نو به اين مذهب بازگرداند ! . اين زن به آن اندازه ستم كرد و خون ريخت كه او را « مارى خون‌ريز » نام نهادند ، وى همسر فيليپ دوم بود . پس از مارى « اليزابت » كه دختر هانرى از « آن بولين » بود به‌حكومت رسيد ، ( 1558 - 1603 ) وى نخست براى تحكيم قدرت خود با فرقه‌هاى مذهبى رفتار احتياطآميزى پيش گرفت ، ولى چون تربيت پرتستانى ديده بود ، مايل بود كه مردم انگلستان باز تغيير مذهب بدهند ! و سرانجام قانونى از مجلس گذراند و مذهبى براساس اصول كاتوليك و طريقه كالون ساخت ! و آن را « مذهب قانونى » دانست و سپس با شكنجه و آزار كاتوليك‌ها و پيروان واقعى كالون را به « مذهب قانونى » ! درآورد ! و حكومت كليسا را هم در دست گرفت ! . براى مزيد اطلاع از اين بازىهاى مسخره پادشاهان اروپا و همكارىهاى پدران روحانى با آنها در اين زمينه‌ها ، به‌تواريخ مربوطه ، به‌ويژه تاريخ تمدن ويل دورانت ، تاريخ تمدن غرب و مبانى آن در شرق ، تاريخ قرون جديد آلبر ماله رجوع شود . م