در پايان مراسم ، مارى و شوهرش فيليپ و كاردينال پول در سه صندلى طلايى كه براى آنها تهيه شده بود ، نشستند و لحظهاى بعد كاردينال پول ، بهعنوان سفير پاپ خواست كه سخنرانى كند ، و چون مىخواست از صندلى خود بلند شود تا سخن بگويد ، ملكه و سپس شوهرش فيليپ و بهدنبال آندو ، لردها و دوكها و ساير نجباء و اشراف سر تعظيم فرود آورده و خم شدند و به اندازهاى خم شدند كه پيشانيشان بهزمين رسيد ! آنان در آن حال بودند كه كاردينال سخنان خود را ختم كرد و سپس براى تكتك آنان ، اوراق آمرزش و بخشايشى را كه جناب پاپ اهدا فرموده بود ، تقديم داشت و آنان زير لب مىگفتند : آمين ! آمين ! .
در نتيجهء اين اوضاع ، درهاى دادگاههاى تفتيش عقايد انگيزيسيون در انگلستان باز شد و شروع بهكار كرد . نخست كشيش دانشمندى بهنام « جان روجرز » و اسقفى بهنام « جان هوبر » را كه تاريخنويسان انگليسى او را مردى بزرگوار و شريف مىدانند ( و او دوست بينوايان و تنگدستان بود و به اصلاحات اجتماعى كه نيازمندى را بر طرف سازد و فقر و بينوايى را برچيند ، دعوت مىكرد ) رهسپار زندان نمود و چون اين راهب و اسقف در ترجمهء تورات به زبان انگليسى همكارى كردند ، هر كدام از اين دو مرد بزرگوار به زندانهاى تاريكى روانه شدند و سپس شكنجه و آزار ديدند و آنگاه از آنان خواستند كه نسبتهايى را كه در زمينه « گمراهى » ! به آنها داده مىشود ، انكار كنند ولى آن دو اين امر را نپذيرفته و در عقيده و روش خود استقامت ورزيدند . . . و در نتيجه محكوم شدند ! .
از چيزهايى كه اسقف « جان هوبر » چند لحظه پيش از سوزانده شدن گفت ، اين جملات بود :
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 682
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٨٢