تحكيم نمود ، بيشتر از همه براى تعقيب « گمراهان » احساسات بهخرج مىداد و گريبان پاره مىكرد ! .
پس از آنكه مراسم ازدواج وى با « فيليپ » پايان يافت و پس از آنكه تصميم گرفت گمراهان يعنى آزادگان را نابود سازد و مردم انگلستان را مجبور نمايد كه همگى به حكومت و نفوذ « رم » گردن نهند و اوراق آمرزش ! را بخرند و بپذيرند ، و آزادىها را بهطور كلى از بين ببرد ، در سال 1554 مراسم « عشاء ربانى » ! « 1 » را برپا داشت كه در آن هزاران نفر از نجبا و اشراف انگلستان و اسپانيا و اسقفها و قسيسها شركت كرده بودند .
هامش
( 1 ) . مراسم عشاء ربانى از افسانههاى موهوم مسيحيان است كه در آن ، جناب كشيش نان و شرابى به مردم مىدهد تا از آن بخورند ، زيرا پس از خوردن و نوشيدن شراب ، تمامى آنان خدا و پسر خدا مىشوند ! ( انيس الاعلام ، ج 1 ، ص 296 ) .
« جان الدر » مبشر آمريكايى مىنويسد : « معلمين مدعى بودند كه جوهر و ذات نان مبدل بهجسم و شراب مبدل بهخون مسيح مىگردد ! . . . بهتدريج اين نظر مورد قبول واقع شد تا آنكه در سال 1215 جزو ايمان و ديانت مسيحيت گرديد . » ( تاريخ اصلاحات كليسا ، ص 59 ) .
اين عمل بيشتر در شب كريسمس شب تولد مسيح در كليساها انجام مىيابد و تقديم نان و شراب در كليسا بهوسيله پدران روحانى عملى مىشود و البته دسته سرايندگان كليسا هم اين عمل روحانى ! را با نواختن « ارگ » همراهى مىنمايند ! . . . واقعاً به چه مسخرهبازىهايى نام مذهب ! نهادند ؟ م